دسته بندی: دسته‌بندی نشده

میکروسکوپ مجازی چیست و چه امکاناتی دارد؟

 

میکروسکوپ مجازی در راستای استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت آموزش مجازی در کنار آموزش حضوری و به عنوان تکمیل کننده آموزش دروس عملی و آزمایشگاهی طراحی شده که موجب عبور از آموزش سنتی به آموزش نوین و مدرن می‌شود و فرآیند تدریس و آزمون را در مفاهیم دروس آزمایشگاهی دگرگون می‌کند.

 

 

هدف از راه‌اندازی سامانه میکروسکوپ مجازی چیست؟

 

 

سامانه جامع میکروسکوپ مجازی با بررسی دقیق محدودیت‌های روش‌های فعلی آموزش از قبیل هزینه بالای تهیه و نگهداری میکروسکوپ‌های مختلف، عدم امکان استفاده و مشاهده همزمان نمونه‌ها، آسیب نمونه میکروسکوپی به مرور زمان و در اثر استفاده مداوم، عدم امکان بازنگری مجدد نمونه، عدم امکان یادداشت‌گذاریروی نمونه و همچنین ذخیره تصاویر مهم و پرکاربرد، راه‌اندازی شده است.

 

 

این سامانه چگونه فرایند تدریس و آزمون در مفاهیم دروس آزمایشگاهی را تسهیل می‌کند؟

 

 

این سامانه همانند یک میکروسکوپ مجازی عمل کرده و در آن امکان تعامل اساتید و دانشجویان در رایانه و یا تلفن همراه وجود داشته و سعی شده است تا با امکان مشاهده، مدیریت، اشتراک‌گذاری، تجزیه و تحلیل تصاویر، استفاده از ابزار علامت‌گذاری و نشانه گذاری تصاویر و امکان مشاهده نمونه‌ها در بزگ‌نمایی‌های مختلف با حفظ کیفیت، فرایند تدریس و آزمون در مفاهیم دروس آزمایشگاهی از قبیل رشته‌های علوم پزشکی، زیست شناسی، کشاورزی و مهندسی مواد آسان شود.

 

 

همچنین در دهه اخیر علاوه بر اینکه میکروسکوپ‌های مجازی توانسته است وظایف میکروسکوپ‌های معمولی را انجام دهد، به اساتید و دانشگاهیان اجازه داده تا از مزایای دنیای دیجیتال در ارتقای بهره‌وری، ذخیره‌سازی، سرعت و اشتراک گذاری اطلاعات و بهره وری نظام آموزشی و تحقیقاتی استفاده کنند.

 

 

 

چه عواملی سبب شد استفاده از میکروسکوپ مجازی، جایگزین میکروسکوپ‌های فیزیکی شود؟

 

 

میکروسکوپ مجازی یک سامانه نوآورانه است؛ افرادی که با میکروسکوپ‌های فیزیکی کار می‌کنند اطلاع دارند، می‌دانند که کار با آن‌ها محدودیت‌های فراوانی دارد و علاوه بر مباحث مربوط به هزینه، تهیه و نگهداری میکروسکوپ، به خصوص در تعداد زیاد که دانشجوها بتوانند از آن‌ها استفاده کنند و مسائلی از قبیل بایگانی نمونه‌ها، جلوگیری از آسیب رسیدن به نمونه‌ها، نحوه بایگانی آن‌ها و نیز بسیاری از مشکلات دیگر سبب شده تا استفاده از سامانه میکروسکوپ مجازی، جایگزین میکروسکوپ‌های فیزیکی شود.

 

 

چند مرکز آموزشی و تحقیقاتی در دنیا از میکروسکوپ مجازی استفاده می‌کنند؟

 

 

امروزه در دنیا میکروسکوپ مجازی به دلیل قابلیت‌های زیادی که دارد، بسیار متداول است؛ بنابراین روز به روز توجه بسیار بیشتری به آن می‌شود و شرکت‌های بزرگی به سمت استفاده از سامانه میکروسکوپ مجازی می‌روند. وجود محدودیت‌های گفته شده باعث شده تا از میکروسکوپ مجازی به طور اصلی برای اهداف تدریس و آموزش در بیش از ۳۰ مرکز آموزشی و تحقیقاتی در آسیا، آمریکا و اروپا استفاده شود.

 

 

سامانه میکروسکوپ مجازی چه مزیتی برای آموزش در دوران شیوع کرونا دارد؟

 

 

میکروسکوپ مجازی ابزاری جامع و رو به پیشرفت را در راستای گسترش آموزش الکترونیک در کنار آموزش حضوری ارائه می‌دهد و به دلیل خصوصیاتی که دارد، حتی در شرایط خاص مثل اوضاع فعلی کشور و بحران کرونا ویروس هم می‌تواند به خوبی ایفای نقش کند. استفاده از این سامانه باعث می‌شود کلاس‌های درس در دوران کرونا تعطیل نشود و روند آموزش ادامه پیدا کند.

 

 

در شرایط عادی نیز که کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی و عملی برگزار می‌شود، میکروسکوپ مجازی از همان ابتدا در کنار استاد و دانشجو قرار می‌گیرد تا بتواند ارتقای سطح آموزش را به همراه داشته باشد. این سامانه امکاناتی از قبیل امکان علامت‌گذاری، نشانه‌گذاری، بزرگنمایی بدون از دست دادن کیفیت را در اختیار استاد و دانشجو قرار می‌دهد. در واقع امکاناتی که در میکروسکوپ مجازی تعبیه شده، باعث خواهد شد تا استاد و دانشجو بتوانند در هر کجایی که هستند فرایند آموزش خود را بهبود دهند.

 

 

امکانات میکروسکوپ مجازی برای استاد و دانشجو چیست؟

 

 

میکروسکوپ مجازی به دلیل اینکه سامانه آنلاین مجازی ۲۴ ساعت است، همیشه می‌تواند در اختیار استاد و دانشجو باشد و امکان اینکه هر زمان خواستند، دروس را بازنگری، بررسی و مطالعه کنند، وجود دارد. در واقع دانشجو باید هم زمان با کلاس تئوری یک درس، بخش عملی را دنبال کند و سامانه میکروسکوپ مجازی این هم زمانی را به وجود می‌آورد. با توجه به شرایط در شب امتحان نیز نیاز است که مطالب و موارد تدریس شده در آزمایشگاه مرور شود و قطعاً در آن شرایط امکان مشاهده مجدد وجود ندارد، چرا که دانشجویان یک بار نکات آموزشی را می‌بینند و معلوم نیست که بتوانند دومرتبه آن‌ها را مشاهده کنند.

 

 

آیا امکان اشتراک‌گذاری تصاویر آزمایشگاهی در سامانه میکروسکوپ مجازی وجود دارد؟

 

 

گاهی برای بعضی از دروس، اساتید لام‌های مناسبی در اختیار ندارند و تصاویر دچار آسیب دیدگی و شکستگی شده و یا نمونه خراب شده است؛ در عوض در یک دانشگاه دیگر نمونه‌های بسیار خوب وجود دارد و میکروسکوپ مجازی این امکان را در اختیار دانشگاه‌ها، اساتید و دانشجویان قرار می‌دهد تا نمونه‌ها را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و از پتانسیلی که در دانشگاه‌های مختلف وجود دارد، استفاده کنند و سطح آموزش را بالا ببرند. یکی از امکانات سامانه، دسته بندی نمونه‌ها است، به صورتی که نمونه‌ها به صورت دیجیتال در می‌آید، در فضای مجازی بارگذاری و دسته‌بندی شود تا استاد و دانشجو از سردرگمی برای دستیابی به نمونه‌ها راحت شوند.

 

 

 

آیا می‌توان نمونه‌های میکروسکوپی را در این سامانه بایگانی کرد؟

 

 

بله، امکان ایجاد یک بایگانی طولانی‌مدت و ارزشمند برای نمونه‌های میکروسکوپی در این سامانه وجود دارد؛ درج توضیحات و نشانه گذاری دقیق در محل مورد نیاز نمونه و مشاهده اعماق نمونه‌ها در زمینه‌های مختلف با حفظ کیفیت نیز در سامانه وجود دارد. همچنین امکان حفظ مالکیت معنوی برای تصاویر ایجاد شده توسط افراد در سامانه فراهم است.

 

 

امکان برگزاری وبینارهای تخصصی مجازی در سامانه میکروسکوپ مجازی وجود دارد؟

 

 

به طور کلی استفاده از میکروسکوپ‌های مجازی، یک روش نوین آموزشی بوده که از به روزترین و کارآمدترین روش‌های حال حاضر دانشگاه و مؤسسات علمی و تحقیقاتی برتر دنیا مانند دانشگاه انگلستان و سوئد است؛ این دانشگاه‌ها در زمینه آموزش مجازی قدم‌های خوبی برداشته‌اند. مشارکت در مباحث و تبادل نظر پیرامون یک نمونه در تالار گفت‌وگوی سامانه میکروسکوپ مجازی تعبیه شده است که امکان برگزاری وبینارهای تخصصی مجازی را در این سامانه ممکن می‌کند. دسترسی آسان به حساب کاربری میکروسکوپ مجازی، در هر زمان و مکان از طریق تلفن همراه و رایانه نیز در این سامانه وجود دارد.

 

فناوری اطلاعات

فناوری اطلاعات (IT)

همان‌طور که به‌وسیله انجمن فناوری اطلاعات آمریکا تعریف شده‌است، (به مطالعه، طراحی، توسعه، پیاده‌سازی، پشتیبانی یا مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، خصوصاً برنامه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزار رایانه می‌پردازد). به‌طور کوتاه، فناوری اطلاعات با مسائلی مانند استفاده از رایانه‌های الکترونیکی و نرم‌افزار سروکار دارد تا تبدیل، ذخیره، حفاظت، پردازش، انتقال و بازیابی اطلاعات و در تعریف دیگری (که به نظر می‌رسد کامل تر و دقیق تر باشد) فناوری اطلاعات به کلیه فناوری‌هایی اشاره می‌کند که در شش حوزه جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، پردازش، حفاظت، انتقال و نمایش اطلاعات کاربرد داشته و اثرگذار هستند.

اخیراً تغییر اندکی در این عبارت داده می‌شود تا این اصطلاح به‌طور روشن دایره ارتباطات مخابراتی را نیز شامل گردد؛ بنابراین عده‌ای بیشتر مایلند تا عبارت «فناوری اطلاعات و ارتباطات» (Information and Communications Technology) یا به اختصار ICT (فاوا) را به کار برند.

بسیاری مفهوم فناوری اطلاعات را با کامپیوتر و انفورماتیک ادغام می‌کنند، این درحالیست که این‌ها ابزارهای فیزیکی فناوری اطلاعات می‌باشند نه تمامی آنچه که فناوری اطلاعات پوشش می‌دهد.  با فرض اینکه فناوری اطلاعات یک سیب باشد، کامپیوتر، شبکه، نرم‌افزار و دیگر ابزارهای مرتبط با این حوزه همانند دم سیب است که میوه توسط آن تغذیه می‌گردد، حال این خود سیب است که محصول اصلی است و هدف و نتیجه در آن خلاصه می‌گردد.

 

عناصر کاملاً اصلی

فناوری اطلاعات متشکل از چهار عنصر اساسی انسان، سازوکار، ابزار و زمان است

  • انسان: منابع انسانی، مفاهیم و اندیشه، نوآوری
  • سازوکار: قوانین، مقررات و تبط، جهانی

زمینه‌های IT

امروزه معنای اصطلاح «فناوری اطلاعات» بسیار گسترده شده‌است و بسیاری از جنبه‌های محاسباتی و فناوری را دربر می‌گیرد و نسبت به گذشته شناخت این اصطلاح آسان‌تر شده‌است. چتر فناوری اطلاعات تقریباً بزرگ است و بسیاری از زمینه‌ها را پوشش می‌دهد. متخصص فناوری اطلاعات وظایف گوناگونی دارد، از نصب برنامه‌های کاربردی تا طراحی شبکه‌های پیچیده رایانه‌ای و پایگاه داده‌های اطلاعاتی. فناوری اطلاعات و علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.

ابزارهای نرم‌افزاری مدیریت خدمات فناوری اطلاعات

با افزایش چشمگیر تنوع تجهیزات و خدمات مربوط به فناوری اطلاعات، مدیریت خدمات ارائه شده در این حوزه نیز با چالشهای فراوانی روبرو شده‌است. مدیریت رسیدگی به مشکلات و درخواستها، مدیریت تجهیزات و منابع در رابطه با خدمات پشتیبانی فنی و تخصیص آنها به کاربران، و همچنین نظارت، کنترل و برنامه‌ریز در این زمینه از جمله مواردی است که مدیران حوزه فناوری اطلاعات را بر آن می‌دارد تا برای خود ابزارهای سودمند و کارا تدارک ببینند. از جمله این ابزارها، می‌توان به نرم‌افزارهای مدیریت خدمات فناوری اطلاعات اشاره نمود که می‌توانند مدیران و کارشناسان و تکنسین‌ها را در این رابطه یاری نمایند.

فناوری اطلاعات در ایران

در ایران همیشه بحث بر سر متولی اصلی فناوری اطلاعات وجود داشت تا با تغییر نام وزارت پست و تلگراف و تلفن در سال ۱۳۸۲ به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مهمتر از آن ایجاد معاونت فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات، خود را متولی اصلی فناوری اطلاعات در کشور مطرح ساخت. از این سال به بعد توسعه همه‌جانبه‌ای در این وزارتخانه صورت گرفت تا شرکتها و مراکز متعددی زیر مجموعه آن تشکل یافتند و هر یک از آنها با توانمندیها و فعالیتهای بسیار، تحولات فراوانی را شکل داده و باعث گسترش وضع ارتباطی کشور در بخش‌های پست و مخابرات شدند. معاونت فناوری اطلاعات به منظور تدوین راهبردها، سیاستها، برنامه‌های بلند مدت و اهداف کیفی و کمی بخش توسعه فناوری اطلاعات و ارائه آن به شورای عالی فناوری اطلاعات معاونتی تحت عنوان معاونت فناوری اطلاعات در ساختار سازمانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در نظر گرفته شد؛ و کم‌کم سازمانهایی مثل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات زیرساخت نیز در این رابطه شکل گرفتند.

فناوری اطلاعات در دانشگاه‌های ایران

در بیشتر کشورها این دانش در دانشگاه‌ها با عنوان رشته «فناوری اطلاعات» (Information Technology) شناخته می‌شود، در حالیکه در ایران بر اساس تصمیم سازمان آموزش عالی کشور عنوان «مهندسی فناوری اطلاعات» برای این رشته بکار برده می‌شود، رشته فناوری اطلاعات در هر دو قسمت مهندسی فناوری اطلاعات و مدیریت فناوری اطلاعات در ایران دارای مقطع دکتری است و رشته‌ای نیز تحت عنوان مهندسی فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) به پیشنهاد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اخیراً در دانشگاه‌های ایران تدریس می‌شود. برای نخستین بار دانشگاه صنعتی امیرکبیر اقدام به پذیرش این رشته کرده‌است.

گرایش‌های رشته مهندسی فناوری اطلاعات:

  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش تجارت الکترونیکی
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش شبکه‌های کامپیوتری
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش مدیریت سیستمهای اطلاعات
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش سیستمهای چند رسانه ای
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش معماری سازمانی
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش مدیریت فناوری
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش امنیت
  • مهندسی فناوری اطلاعات گرایش طراحی و تولید نرم‌افزار

گرایش‌های رشته مدیریت فناوری اطلاعات:

  • مدیریت منابع اطلاعاتی
  • سیستم‌های اطلاعات پیشرفته
  • نظام کیفیت فراگیر
  • کسب و کار الکترونیکی (کارشناسی ارشد)
  • مدیریت دانش (کارشناسی ارشد)
  • مدیریت رسانه (کارشناسی ارشد)
  • فناوری اطلاعات پزشکی (کاربرد فناوری اطلاعات در پزشکی)

گرایش‌های رشته مهندسی فناوری اطلاعات و ارتباطات:

  • مدیریت شبکه
  • تجارت الکترونیک
  • دیتا و امنیت شبکه
  • ارتباطات سیار
  • مدیریت ارتباطات و فناوری اطلاعات
  • سیستمهای چند رسانه‌ای

دروس تخصصی مهندسی فناوری اطلاعات

درس‌های تخصصی کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات عبارتند از:

  • مبانی فناوری اطلاعات
  • مهندسی فناوری اطلاعات
  • تجارت الکترونیکی
  • مدیریت و کنترل پروژه‌های فناوری اطلاعات
  • برنامه‌ریزی استراتژیک فناوری اطلاعات
  • آموزش الکترونیکی
  • محیط‌های چند رسانه‌ای
  • پروژه فناوری اطلاعات
  • گرافیک کامپیوتری
  • دروس تخصصی شبکه
  • تحقیق در عملیات
  • مبانی الکترونیک دیجیتال
  • اصول و مبانی مدیریت در آی‌تی

کتابخانه باز چیست؟

 

کتاب‌خانه های باز/ هزینه های کم؛ فایده های بسیار

کتابخانه باز چیست؟

کتابخانه باز به کتابخانه هایی اطلاق می شود که دست یافتن به آن برای تمامی افراد جامعه به راحتی امکان پذیر باشد. کتابخانه های باز یا کتابخانه های جمع و جور و کوچکی که در هر سازمان و نهاد و مکان عمومی خصوصیت خاص خودش را دارد و مکان زیادی را اشغال نمی کند، باعث ایجاد هزینه های گزاف نمی شود، به کتابدار نیاز ندارد و همچنین سازماندهی خاصی نمی خواهد. از همه مهمتر اینکه همیشه و در همه جا در دسترس همگان قرار دارد.

 

کتابخانه های باز در کجا ایجاد می شوند؟

محل کتابخانه  باید به گونه ای طراحی شود که دسترسی به آن به آسانی امکان پذیر باشد. به عنوان مثال مراکز پر رفت و آمد عمومی، مراکز و مکان هایی که مردم ساعات زیادی از وقت خود را در آنجا سپری می کنند و یا اوقات پرتی که افراد در حال آمد و شد به محل کار، تحصیل و یا منزل هستند. از جمله مکان های مورد توجه و مناسب می توان به اتوبوس های شهری و بین شهری، قطار، هواپیما، مترو، ترمینال های مسافربری، پمپ بنزین، مراکز تفریحی و توریستی، مطب، هتل، آرایشگاه، آزمایشگاه، بیمارستان، نانوایی، پارک، مجتمع های مسکونی، اماکن مذهبی، مساجد و … اشاره داشت. در این مکانها با قرار دادن امکاناتی مثل کتابخانه های باز، ضمن استفاده از وقت می توان سرگرمی مناسبی را طبق ذائقه هر فرد فراهم آورد و در زمینه های گوناگونی فرهنگ سازی کرد.

استفاده کنندگان از کتابخانه باز چه کسانی هستند؟

به دلیل اینکه کتابخانه های باز در اختیار تمامی مردم جامعه قرار دارد، بدین جهت افراد استفاده کننده از کتابخانه متعدد و متنوع هستند؛ همه افراد حاضر در جامعه می توانند بخشی از اعضای بالقوه آن باشند، مثل دانشجویان، کارمندان، کارگران، کم سوادان، کودکان، زنان، مردان و عموم جامعه همگی می توانند به کتابخانه های باز رجوع کنند و از امکانات آن بهره لازم را ببرند. به همین دلیل بانیان این کتابخانه ها باید دقت کنند که منابع کتابخانه ها را بر پایه جغرافیای جمعیت و گوناگونی سن و جنس و اعتقاد آنها انتخاب نمایند که بتوانند ذائقه عموم را بطور نسبی راضی نگه دارند.

ابزار و منابع مورد نیاز کتابخانه های باز

معمولا کتابخانه های باز هزینه های زیادی ندارند. می توان با راه اندازی یک یا دو قفسه چند طبقه و فراهم کردن چندین کتاب، کتابخانه را راه اندازی  و به کانونها و مراکز خاص واگذار کرد.از این جهت که این کتابخانه ها مردمی هستند و به قصد استفاده عموم راه اندازی شده اند، هزینه اداره آن در صورت نیاز و ضرورت به مجموعه مربوطه محول می شود. محتوای کتابها نیز باید به گونه ای انتخاب شوند که مقبولیت عام دارند و به درخواست و احتیاج جامعه باشد و نکته مهم اینکه از حجم کمی برخوردار باشد که بتوان در زمان محدود از آن استفاده اکمل را برد.

 

  

نحوه اداره کتابخانه های باز

در این مدل کتابخانه ها کتابدار و مسئول مستقیمی ندارند. بعد از برپایی و تجهیز منابع، آنها را بصورت رایگان در اختیار عموم قرار می دهند و افراد بر اساس مبادی اخلاقی حاکم بر اجتماع دستورات و مقررات نانوشته آن را اجرا می کنند. در کتابخانه های باز ثبت و امانت نقشی ندارد؛هر فرد خود مسئول، امین و کتابدار خودش است. در این بین ممکن است مشکلاتی هم بوجود آید؛ مانند سرقت برخی کتابها، بی نظمی و جابجایی در قفسه ها، سهل انگاری و مفقود شدن آنها، پاره و فرسوده شدن و …با تمام این شرایط شیوه این کتابخانه ها بدین گونه است که هیچ مراقبت و بازرس اجرایی وجود نداشته باشد حتی اگر کتابها به سرقت رفته باشد دلیل بر مصرف و کاربرد کتاب است.

 

آموزش در قرنطینه

در زمان بحران کرونا، در چارچوب آموزش عالی بیشتر به نظر می‌رسید باید «آموزش قرنطینه‌ای» را مقدمه‌ای برای تغییرات پردامنه‌تر در شکل و محتوای آموزش‌های دانشگاهی فرض کرد همچنین به نوعی «آموزش در قرنطینه» دست‌اندرکار خلق «قرنطینه آموزش» شده بود.

نیم‌سال دوّم سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ دانشگاه‌های ایران حیات کم‌رمق و تعطیلات‌زده خود را تازه آغاز کرده بود که اطلاعیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان نهاد مسئول پیشگیری از شیوع ویروس جدید کرونا در شامگاه شنبه ۱۰ اسفند، خبر تعطیلی مدارس و دانشگاه‌های کشور را تا پایان همان هفته اعلام کرد. این نخستین نشانۀ ورود نهاد دانشگاه به «وضعیت نامتعیّن کرونایی» بود، وضعیتی که با ابهام‌ها و تهدیدهای پیاپی سر به فروردین زد و پایان تعطیلات نوروزی را هم به آغازی برای تداوم آموزش‌های متعارف پیشین تبدیل نکرد.

هرچه دامنه‌های مجهولات علمی و میزان ناشناختگی ابعاد مختلف ویروس نوپدید کووید-۱۹ کمتر می‌شد و گستره‌های عالم‌گستر (pandemic) آن بیشتر آشکار می‌گردید، قطیعت برآورد وضعیت آینده و تشخیص روندهای پیش‌بینی‌پذیر هم دشوارتر و پیچیده‌تر می‌شد و چشم‌انداز پیشِ ‌رویِ آموزش و آموزش عالی هم از این قاعده برکنار نمی‌ماند.

به این اعتبار پرسش‌های گوناگون ساحت‌های مختلف نظری و عملی آموزش و آموزش عالی را فرا گرفت و نگاه‌ها به این سو رفت که آیا اساسا آموزش در چارچوب‌های پیشین به ناگزیر گرفتار «توقّفی کرونایی» شده و یا به‌زودی به وضعیت عادی برمی‌گردد؟ بیشتر به نظر می‌رسید باید «آموزش قرنطینه‌ای» را مقدّمه‌ای برای تغییرات پردامنه‌تر در شکل و محتوای آموزش‌های دانشگاهی فرض کرد.

« آموزش در قرنطینه» دست‌اندرکار خلق «قرنطینه آموزش» شده بود. من این تعبیر را از اصطلاحی که خانم لی ادلکورت مدیر آژانس پیش‌بینی ادلکورت نیویورک، در حوزۀ طراحی به کار برده است وام گرفته‌ام. او با اشاره به تأثیرات چندلایه و پیچیده ویروس کرونا بر حوزه‌های مختلف جامعه، مفهوم «قرنطینه مصرف» را برای تبیین چگونگی «از نو چیدن ارزش‌ها» در همه جوانب زندگی به خدمت می‌گیرد. به نظر ادلکورت، «ما در حال ورود به یک قرنطینه مصرف هستیم که در آن خواهیم آموخت چطور فقط با یک لباس شاد باشیم، داشته‌های محبوب قدیمی خود را از نو کشف کنیم، کتابی فراموش‌شده بخوانیم و حسابی مایه بگذاریم تا زندگی را زیبا کنیم، تأثیر ویروس فرهنگی خواهد بود برای ایجاد دنیایی آلترناتیو و بسیار متفاوت حیاتی، … هرکس که هنوز در کار برنامه‌ریزی رخدادهای عمومی در ماه‌های آتی است باید امروز دست از برنامه‌ریزی بکشد و راه‌های نوآورانه‌ای برای ارتباط بیابد و اطلاعات را طور دیگری منتشر کند. شاید خبر خیلی بدی برای تمام فارغ‌التحصیلان آینده باشد، چون باید زیر سقف خانه خودشان، کلاه فارغ‌التحصیلی را هوا بیندازند.»

به این ترتیب ورود ناگهانی دانشگاه‌ها به قرنطینه در اسفندماه بیشتر از آنکه مواجه نظام آموزش عالی ایران را با مسئله شیوع ویروس کرونا به رخدادی گذرا تبدیل کند، ناظر بر پرسش‌های اساسی درباره چگونگی ورود به دوران جدید و متفاوتی از آموزش شد.

در آغاز کار دانشگاه عملاً معطوف به الزامات کوتاه‌مدت «قرنطینه خانگی» و کم کردن مخاطرات ابتلای دانشجویان و استادان و کارکنان به این بیماری از طریق تعطیلی و کاهش فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و اداری بود، امّا ادامه و فرجام آن در همین حدّ باقی نماند.

«آموزش در قرنطینه» نخست با دور کردن پرشتاب نیروی انسانی از دانشگاه‌ها و مراکز حیاتی وابسته به آنها اعم از خوابگاه‌ها، پردیس‌ها، کلاس‌های درس، کتابخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌ها، مؤسسات پژوهشی و نهادهای اداری همراه بود و این خلوت شدن ناگهانی را با سرعت به تعطیلات نسبتاً طولانی نوروزی و اجرای طرح «فاصله‌گذاری فیزیکی» نیز پیوند زد. پس نخستین مرحله «آموزش در قرنطینه» به معنای اولویت یافتن حیات و سلامت انسانی بر هر مسئله دیگر بود.

در این مرحله «دانشگاه‌های خالی از دانشجو و استاد» با «زیرساخت‌های نه‌چندان مساعد فناورانه»، در «فضای اجتماعی نگرانی از حال و بی‌اطمینانی به آینده» ناگاه به پارادایم «آموزش مجازی و فراگیر شدن آن» وارد شدند و همین ورود -یا به عبارت درست‌تر پرتاب‌شدگی- را می‌توان سرآغاز مواجهه نظام دانشگاهی با پرسش‌هایی جدید دربارۀ وضعیت مشهود و نامشهود نهاد آموزش عالی ایران دانست. این یعنی آغاز دومین مرحلۀ «آموزش در قرنطینه» و شکل‌گیری وضعیتی پرسشگرانه نسبت به اکنون و آیندۀ نقش‌ها و کارکردهای دانشگاه و کنشگران درونی آن.

پارادایم نو در آموزش و یادگیری

اگرچه پرسش‌ها در این نوشته و در همۀ حوزه‌های مطالعۀ آموزش در قرنطینه معطوف به مسئله «کرونا و دانشگاه» است، امّا در هیچ جا نمی‌توان و نباید از دو پیش‌فرض و یک نتیجۀ مبتنی بر آن دو غافل شد: نخست آنکه ویروس کرونا «نوپدید» است و دوّم اینکه شیوع آن به مرحلۀ «پاندمیک» -عالم‌گیری- رسیده است، در نتیجه حجم مجهولات و پرسش‌ها بر دانسته‌ها و پاسخ‌ها غلبه دارد. پس برای نزدیک شدن به راه‌حل‌های نو در جهت خروج از این وضعیت باید نگاه‌هایی به دوردست، عالم‌گیر و چندساحتی داشت و به پرسش‌هایی فراتر از چارچوب‌های قالبی، محدود و متعارف اندیشید. آنچه پیشِ رویِ ماست و مهم‌تر از آن آینده‌ای که در حال رسیدن است الزاماً در امتداد گذشته‌ی ما نیست.

«وضعیت کرونایی آموزش» و «وضع پساکرونایی آن» را با همان انگاره‌های «پیشاکرونایی» نه می‌توان دید و نه می‌توان فهمید. اگرچه ممکن است هنوز زود باشد، امّا به مرور ناگزیر می‌شویم دربارۀ «دانشگاه پس از کرونا» و تحوّل سازوکارها، نقش‌ها و فرآوردهای آن از جمله دگرگونی فرایندهای آموزش و یادگیری بیشتر بیندیشیم.

نمی‌توان از چشم‌اندازها، قلمروها و الزام‌های نوینی که در برابر کنشگران علمی ایجاد می‌شود، غافل ماند. نهاد دانشگاه خود پیش از هرجا به تأمّل، پرسشگری، نظریه‌پردازی، پژوهش و سناریوپردازی در این باب نیاز دارد. در این زمینه علاوه بر فعالیت‌های پژوهشی و حتّی مقدّم بر آنها، باید به «حساس کردن» و «توجه دادن» توأمان بدنۀ علمی یعنی استادان و محققان و دانشجویان و سازمان مدیریتی یعنی سیاست‌گذاران و مدیران نسبت به ابعاد و گستره‌های تغییرات کرونایی اهمیت داد؛ در این فرایند راه‌اندازی «اتاق‌های فکری پیشتاز» و «شبکه‌های مجازی مولّد اندیشه» اولویت و فوریت دارد.

بالا بردن حساسیت و آگاهی و برخوردار شدن از قدرت سازگاری و کنشگری در پارادایم احتمالی جدیدی که شیوه‌های تولید و توزیع و دریافت دانش‌های گوناگون را در دانشگاه تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌تواند از جمله وظایف این «اتاق‌های فکری پیشتاز» و «شبکه‌های مجازی مولّد اندیشه» باشد. از جمله موضوعات مهمی که این گروه‌ها می‌توانند به آن بپردازند راه‌اندازی یک «جنبش اندیشگی» در باب شناخت نظام‌مند ضعف‌هایی است که در فرهنگ، ساختار و کارکرد دانشگاه وجود داشته و این نهاد را در برابر ویروس کرونا آسیب‌پذیر کرده است.

همانگونه که گرفتار بودن به بیماری‌های مزمن و زمینه‌ای و نابرخورداری از نظام ایمنی مناسب، توان انسان را در ابتلاء به این بیماری پایین می‌آورد، امروز هم ضعف‌های نهفته در ساختارها و سازوکارهای آموزش و یادگیری چه نرم‌افزارانه باشد و چه سخت افزارانه- خود را در برابر همین ویروس نانومتری نشان می‌دهد و علاوه بر آن دانشگاه را هم از امکان ایفای نقش خلّاق و پیشتاز در جامعه دور می‌کند.

باید به دنبال درمان بیماری‌های کهنه آموزش باشیم

علاوه بر مسئولیت معاینه و مشاهده و کشف بیماری‌های مزمن و آسیب‌های آشکار و نهان آموزش‌های دانشگاهی که سالهاست موضوع تحقیق و نقد در ایران و جهان بوده است، توجه به نقش آینده‌پژوهی و تأسیس گروه‌های آینده‌نگر برای آفرینش فرصت‌ها و افق‌های نو در آموزش‌های متأثر از وضعیت کرونایی نیز ضروری است. «جنبش اندیشگی» برای توانمند کردن آموزش‌های جدید دانشگاهی نمی‌تواند تنها به راه رهایی از تهدیدهای کنونی کرونا در دانشگاه بسنده کند، بلکه باید در جستجوی موفقیت‌ها، فرایندها و سازوکارهایی باشد که درمانگر دردهای مزمن و بیماری‌های کهنه در آموزش و یادگیری اند.

فهم این ضرورت و عمل به آن چنانکه پیشتر آمد ناظر بر هر دو وجه «نوپدیدگی» و «عالم‌گستری» رخداد مواجهۀ دانشگاه و آموزش با کروناست. مسئله را باید جهانی و علمی و انتقادی دید و از رویکردها و تجارب و راهبردهای جهانی بهره برد، رویارویی با کرونا الزاماً از جنس رویارویی با هر پدیدۀ‌ بحرانی نیست، چرا که ناشناخته است و در گستره‌ای جهانی قرار دارد و باید آنچه را برای شناخت آن در دور و نزدیک عالم انجام می‌گیرد دید و دنبال کرد.

خوشبختانه در این زمینه تکاپوهای علمی پرشتاب و پردامنه‌ای در جهان آغاز شده است و می‌توان به چشم‌انداز این «جنبش اندیشگی» در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی امید بست. گویی کرونا اگرچه در آغاز همۀ نهادهای دست‌اندرکار و سیاست‌گذار را دچار حیرت و شتابزدگی کرده بود، اندک اندک همه را در همه جا از جمله دانشگاه به این سو سوق داده است که به جای امید واهی و عاجل به بازگشت به وضعیت پیشاکرونایی، بیشتر بیندیشند و حتّی در فرض بقای همین تهدیدهای پاندمیک به خلق فرصت‌های مصون از آن فکر کنند.

توجه به بسیاری از این تکاپوها که حداقل در مقام توصیف و تعریف صورت مسئله، گام‌های بلندی برداشته اند برای ما از این رو ضروری و مفید است که جنبه‌های جهانی، فراگیر، ناگهانی و چندوجهی مسائل خود ما را نشان می‌دهند. اگرچه باید در عین حال زمینه‌های ملّی و عوامل بومی مساعد و نامساعد را در مواجهه دانشگاه ایرانی با وضعیت کرونایی در نظر گرفت.

برای آشنایی با صورت مشابه مسائلی که دانشگاه‌های غربی هم در فرآیند شیوع ویروس کرونا به آنها گرفتار شده اند، رجوع به این دست از مطالعات و گزارش‌های جهانی سودمند است. خوشبختانه در «مجموعه گزارش‌های بین‌المللی آموزش عالی و بحران کرونا» که پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در همین ایام مبادرت به ترجمه و انتشار آنها کرده است، می‌توان به طرح مسائل، تجارب و پیشنهادهایی رسید که گویی سرزمین نمی‌شناسند، چون شتاب شیوع کرونا و جهانی شدن آن دانشگاه‌ها را در همه جا زود به قرنطینه برد و ضرورت «مجازی کردن همه کار در قرنطینه»، آموزش را به قرنطینه برد و بسیاری از مبانی و مؤلفه‌های آن را در معرض تغییر قرار داد.

مطالعه مسائل تطبیقی امروز و فردا الزامی است

پس فراتر از مطالعۀ تاریخی دانشگاه و آموزش پیش و پس از کرونا نیاز به مطالعۀ تطبیقی مسائل امروز و فردای ما هم هست، از این رو بی‌مناسبت نیست که به برخی از یافته‌ها و گفته‌های این قبیل مطالعات توجه کنیم. در یکی از گزارش‌های همین مجموعۀ پیش‌گفته که از سوی مؤسسه مک کنزی به انجام رسیده، به نکته‌های درخور توجهی اشاره شده است. این مؤسسه در گزارشی که از سوی پابلو ایلنز، جاناتان لا، آنا مندی، سوراب سنقوی و جیمی سارا کاتسانیس تحت عنوان «ویروس کرونا و محیط دانشگاه‌ها: آموزش عالی در آمریکا چگونه می‌تواند پاسخ به ویروس کرونا را سامان‌دهی کند؟» تهیه شده است، به موضوعاتی پرداخته است که بسیار شبیه مسائل کنونی دانشگاه‌های ماست. برخی مسائل از این قرارند:

۱- دانشگاه‌ها در خط مقدم و فعّال پاسخگویی به کووید-۱۹ بودند به سرعت خوابگاه‌ها را تخلیه و کلاس‌های درس را به شیوۀ مجازی برگزار کردند، امّا این فرایندی بسیار چالش برانگیز است که هنوز هم بسیاری دانشگاه‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

۲- دانشگاه‌ها هویت‌های متعدّد و کارکردهای متنوعی دارند، پیش از هر چیز نهادهای آموزشی اند، امّا علاوه بر آن خود به مثابه شهری کوچک هستند که نهادهای مدنی، امکانات ورزشی و بهداشتی و محرک‌های اقتصادی محلی و منطقه‌ای را در خود جای داده اند، مواجهۀ ناگهانی همۀ اینها با کووید-۱۹ به سادگی انجام نمی‌گیرد.

۳- دانشگاه‌ها از مدل‌های پیچیدۀ درآمد تبعیت می‌کنند. این تنوع منابع به سهولت و با رویکرد سریع مجازی شدن در آموزش سازگار نمی‌شود.

۴- به رغم خالی شدن محوطۀ دانشگاهی، مشکلات دانشگاه با کووید-۱۹ تمام نشده است، دانشجویان، استادان و کارکنان دربارۀ آیندۀ خود نگرانند. نگرانی از آیندۀ تحصیلی، آیندۀ شغلی، آیندۀ اداری و مالی، آیندۀ پژوهشی، آیندۀ مراسم و آیین‌های مرسوم دانشگاهی، آیندۀ سکونت و اقامت، پرسش‌های همه‌گیر دانشجویان، استادان و کارکنان است.

۵- اکثر فعالیت‌هایی که دانشگاه‌ها برای کاهش سرعت انتقال ویروس و حفاظت از بهداشت فوری صورت می‌دهند، تأثیرات بی‌تناسبی را بر روی جمعیت‌های آسیب‌پذیر مثل دانشجویان کم درآمد، نیازمند به کار و ناتوان در دسترسی به ابزار و یا اینترنت پرسرعت دارند.

۶- با طولانی شدن پیامدهای کووید-۱۹ اهمیت دغدغه‌های دانشگاهی و غیردانشگاهی، به‌ویژه برای دانشجویان در معرض فراغت از تحصیل، استرس‌های مالی کارکنان، دغدغه‌های شغلی استادان، تهدید سلامت ذهنی و روانی همۀ ذی‌نفعان دانشگاهی بیشتر می‌شود.

۷- هیچ دانشگاهی در مواجهه با کووید-۱۹ نمی‌تواند و نباید تنها باشد، دانشگاه‌ها باید از این فرصت برای یادگیری از یکدیگر، مشارکت‌های آموزشی، مشارکت‌های راهبردی برای حمایت از برخی سیاست‌های خاص و هماهنگی ارتباطات بهره ببرند و نقش خود را در اجتماع بزرگتر ارتقاء بخشند.

۸- اگرچه تمرکز کنونی امور بر مسائل آنی است، امّا نباید در این مرحله متوقف شد. دانشگاه نیازمند شیوه‌ای از تفکر است که بحران کووید-۱۹ را فرصتی برای بازاندیشی و ارزیابی مجدّد عناصری از تجربه دانشجو، پذیرش، نیازهای فارغ‌التحصیلی، آزمون و سایر مسائل بداند. یادگیری از گذشته و تمایل به پذیرش بینش‌های مبتنی بر شک نسبت به عادات ذهنی بسیار مهم است.

مک‌کینزی در گزارشی دیگر که فرانکی بونیس، جیک بریانت، شاراگ کریشنان و جاناتان لا در باب کرونا و ضرورت‌های برنامه‌ریزی آموزش عالی آمریکا برای آینده‌ای نامعلوم تدوین کرده اند، به طراحی سه سناریو پرداخته است: سناریوی اوّل بر پایۀ «کنترل ویروس کووید-۱۹ طی دو یا سه ماه آینده»، «سناریوی دوّم بر پایۀ » بازگشت ویروس و ادامۀ قرنطینه و اقدامات محدودکنندۀ دیگر به مدت چند ماه بیشتر» و سناریوی سوّم بر پایۀ «گسترش همه‌گیری ویروس تا دسترسی گسترده به واکسن». آموزش‌های مجازی در سناریوی اوّل تا پایان همین نیمسال، در سناریوی دوّم تا پایان نیمسال بعد و در سناریوی سوّم تا پایان سال تحصیلی آینده ادامه خواهند داشت، از این رو به تناسب «کنترل سریع و کارآمد ویروس کرونا»، «پاسخ مؤثر امّا تجدید حیات‌پذیر کرونا در برخی مناطق» و «گسترش پاندمی و شکست مداخلات بهداشت و سلامت عمومی» باید این سه سناریو را اساس همۀ برنامه‌ریزی‌های آموزشی در دانشگاه‌های آمریکا دانست. البته نویسندگان این گزارش در برآورد آیندۀ محتمل تنها قطعیت را عدم قطعیت می‌دانند، به این سبب توصیه می‌کنند که دانشگاه‌ها برای هر احتمال و مشکلی نقشۀ راهی داشته باشند.

 پنج مسئله پیش رو مدیریت آموزش مجازی

بنا به این گزارش که می‌توان هم میان پیش‌بینی سطح احتمالات و هم توصیف مسائل پیشِ رویِ دانشگاه‌ها در دور و نزدیک جهان مشابهت‌های فراوان یافت و بر آن اساس به صورت ایرانی آنها نیز اندیشید، پنج دسته از مسائل را می‌توان در سه سناریو طبقه‌بندی و پیش‌بینی کرد و به راه‌حل‌های متناسب برای هر پنج دسته در سه سطح اندیشید. این پنج دسته مسائل از این قرارند:

۱- مسائل پیشِ رویِ آموزش و یادگیری: این دسته از مسائل که زیرساخت‌های آموزشی را هدف گرفته اند، تحت تأثیر تغییر ناگهانی به سوی آموزش مجازی بروز و ظهور بیشتری یافته اند؛ استادانی که در تدریس مجازی تجربۀ کمتری دارند و یا اصلاً تجربه آموزش در محیط مجازی نداشته اند، دشواری تدریس واحدهای درسی که وجه عملی و حضوری آنها بیشتر است، سختی برگزاری آزمون‌های حضوری و از همه مهمتر ضعف ساختارهای فناورانه و مشکلات مدیریت آموزش مجازی و خسته شدن دانشجویان از اختلال ارتباطات فنی از جمله عواملی هستند که در وضعیت کرونایی کنونی برای یک تا سه نیمسال باید در آموزش مدّنظر باشند، اما ضرورت بزرگتر الزامات ورود به «وضعیت پساکرونایی» است، شرایطی که اساساً بازگشت به شیوه‌های مرسوم آموزش را ناممکن و یا حداقل دشوار می‌کند.

۲- مسائل مربوط به ثبت‌نام، برابری و تجربه دانشجویان: در مرحلۀ نخست یعنی «سناریوی کنترل ویروس» مهمترین مسئله مقاومت سیستم آموزشی، فنی و اداری است. دانشجویان و اساتید در کشاکش انطباق و سازگاری با واحد درسی مجازی اند و کیفیت آموزش و مطالب ارائه شده به صورت دیجیتال مورد تردید است. به لحاظ عدالت و برابری دانشجویان کم درآمد و یا ساکن در مناطق دور از دسترسی به اینترنت پرسرعت و ابزارهای پیشرفته ارتباطی محرومند و همین می‌تواند عدم موفقیت تحصیلی آنها را به دنبال داشته باشد، بیکاری و از دست دادن مشاغل هم تاب‌آوری آنان را در برابر وضعیت جدید کم می‌کند.

۳- مسائل مربوط به استادان و پرسنل دانشگاه: در تمام سناریوها استادان ملزم به ایجاد و ارائه دوره‌های آنلاین و مجازی خواهند بود که این اجبار الزاماً آنان را راضی به وضع موجود نخواهد کرد. تغییر وضع پژوهشی، دشواری تحقیقات و کاهش گرنت‌های پژوهشی نتیجۀ چنین وضعیتی است. کارکنانی که در تعطیلی فیزیکی دانشگاه گرفتار ناامنی شغلی می‌شوند و نیز در شمار ناراضیان موقعیت کرونایی دانشگاه در می‌آیند.

۴- مسائل زیرساختی: ضرورت تقویت زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، یکپارچگی نرم‌افزارها و بهره‌مندی از ابزارهای جدید آموزش عالی در این شرایط بیشتر شده است. در همین حال ایجاد و تقویت زیرساخت‌های مناسب برای حفظ سلامت و بهداشت و تغذیه و سکونت استادان و دانشجویان و کارکنان بیش از گذشته اهمیت می‌یابد.

۵- مسائل مالی: کمبود بودجه‌های رسمی و کاهش درآمدهای اختصاصی دانشگاه نه تنها دانشگاه‌های غیردولتی بلکه حتّی دانشگاه‌های دولتی را تحت تأثیر قرار خواهند داد، به‌ویژه آنکه با تفاوت هزینۀ آموزش‌های مجازی و رسمی تمایل به سوی تقاضاهای تحصیلی رایگان و ارزان در میان دانشجویانی که به نحوی شهریه می‌پردازند، افزایش خواهد یافت.

کرونا دانشگاهیان را با واقعیتی تازه روبه‌رو کرد

اینها و موضوعات پرشمار دیگری از این دست را می‌توان از جمله مسائل مشترک پیشِ رویِ دانشگاه در جهان و ایران دانست، مسائلی که از یک سو وضعیتی بحرانی، نامعلوم و هراس‌انگیز را در روند تداوم نقش‌های متعارف آموزشی، پژوهشی، اداری، اجتماعی و فرهنگی دانشگاه به وجود آورده اند و از سوی دیگر امکان خلق وضعیتی متفاوت و مبتنی بر فرصت‌های جدید و ناشناخته را فراهم کرده اند.

کرونا همانگونه که نابسندگی دانش کنونی بشری و ناتوانی و ناکارآمدی نظام‌ها و ساختارهای موجود اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را در مواجهه با تهدیدهای نو نشان داد، دانشگاه و کنشگران دانشگاهی را نیز با واقعیتی تازه روبه‌رو کرد، واقعیتی که اساس آن بر تفاوت با گذشته و ضرورت تغییر استوار است و به این اعتبار باید و می‌توان با تأمل در ساختارها و فرآیندهای کنونی آموزش و یادگیری و نقد عالمانه آنها راهی نو یافت. پذیرش تغییرات جهان پیشِ رویِ دانشگاه و فهم تفاوت وضعیت کرونایی و پساکرونایی آموزش، یعنی اندیشیدن به ابعاد و دامنه‌ها و چشم‌اندازهای آموزشی که خود گرفتار قرنطینه شده است.

«قرنطینۀ آموزش» می‌تواند سرآغاز شکل‌گیری نقش‌ها و کارکردهای جدیدی برای دانشگاه و کنشگران آن باشد که خود هنوز همۀ افق‌های آن را نمی‌بینند. شاید سامان دادن «جنبش اندیشگی» از میان و بر فراز همۀ نهادهای علمی و مدنی و حرفه‌ای و صنفی و جلب مشارکت همۀ کنشگران دانشگاهی اعم از استادان و مدیران و دانشجویان و کارکنان بتواند راه‌حل‌های اساسی را فراتر از «دلخوشی به فرمالیسم مجازی» و یا «هراس از تحولات آموزش و ساختارهای دانشگاه» بیابد. چشم‌اندازی که دور نیست و ممکن هم هست.

منبع: ایرنا

تعریف یادگیری فعال چیست و چه مزایایی دارد؟

 

یادگیری فعال (Active Learning) روشی است برای آموزش که در آن از همه دانشجویان خواسته می‌شود در فرآیند یادگیری مشارکت کنند. اصول یادگیری فعال برخلاف شیوه های آموزش “سنتی – یادگیری غیر فعال” است که در آن دانش آموزان دریافت کننده منفعل دانش از یک متخصص هستند.

یادگیری فعال می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد و در هر رشته‌ای اجرا شود. معمولا دانش آموزان در فعالیت‌های کوچک یا بزرگ شرکت داده می شوند و روی نوشتن، صحبت کردن، حل مساله یا فکر کردن متمرکز هستند. یادگیری فعال که به آن یادگیری فعالیت محور هم گفته می شود به طیف گسترده ای از استراتژی های تدریس اشاره دارد که در طول کلاس دانش آموزان را به عنوان شرکت کننده فعال در یادگیری با مربی خود درگیر می کند. معمولا، این استراتژی ها شامل تعدادی از دانش آموزانی است که در طول کلاس با یکدیگر کار می کنند، اما ممکن است شامل کار فردی یا تأمل نیز باشد. این رویکردهای تدریس از فعالیتهای کوتاه و ساده مانند نوشتن خاطرات روزانه، حل مسئله و مباحث زوجی گرفته تا فعالیت های طولانی تر یا چارچوب های آموزشی مانند مطالعات موردی، ایفای نقش و یادگیری مبتنی بر ساختار تیمی متفاوت است.

 

فرق یادگیری غیر فعال با یادگیری فعال چیست؟

در روش یادگیری غیر فعال در یک کلاس “سنتی” معمولا برخی از دانشجویان در یک دوره مشخص، در پرسش یا پاسخ دادن به سوالات شرکت می‌کنند. در مقابل، یک کلاس با یادگیری فعال، فرصتی را برای تمام دانشجویان کلاس فراهم می‌کند تا فکر کنند و مهارت‌های لازم را برای یادگیری، اعمال، ترکیب کردن و یا خلاصه‌ سازی مطالب به کار گیرند. استفاده از استراتژی‌ های یادگیری فعال نیاز به ترک قالب سخنرانی ندارد. در عوض، اضافه کردن استراتژی‌ های یادگیری فعال کوچک می‌تواند برای یادگیری دانش آموزان موثرتر باشد. این فعالیت‌ها به دانش آموزان یک یا دو دقیقه فرصت می‌دهند تا درک خود از مطالب جدید را بررسی کنند، یک مهارت را تمرین کنند و یا مشکل خود را قبل از ارائه توضیحات حل کنند.

مزایای یادگیری فعال چیست؟

بر اساس یک مطالعه در رویکردهای یادگیری محور برای تحصیل، دانشجویان وقتی در فرآیند یادگیری مشارکت می‌کنند، بیشتر یاد می‌گیرند. اصول یادگیری فعال (یادگیری فعالیت محور) مغز شما را تشویق می‌کند تا شبکه‌ های حسی و شناختی را فعال کند که به پردازش و ذخیره اطلاعات جدید کمک می‌کند. به عبارت ساده تر، هرچه بیشتر بتوانیم مغز دانشجویان را به طریق مختلف فعال کنیم، بیشتر یاد می گیرند. این بدان معنی است که درگیر کردن هرچه بیشتر روندهای حسی، شناختی، عاطفی و اجتماعی در دانشجویان باعث افزایش پتانسیل یادگیری آنها می شود.

 

یادگیری منفعل در مقابل یادگیری فعال

تدریس که روشی برای انتقال اطلاعات از مربی به دانش آموزان است و به عنوان یک روش ضعیف برای ایجاد انگیزه درس خواندن در دانش آموزان برای یادگیری است که در حال حاضر بسیار مورد انتقاد قرار گرفته است.

اما می توان آن مدل ها را به روز کرد، مثلا:

۱- یادگیری منفعل، سخنرانی در مورد بیماری‌ های کشنده است، در حالی که اصول یادگیری فعالال بحثی است که در آن دانش آموزان در مورد چیزهایی که درباره بیماری ها شنیده‌ اند و در چه زمینه‌ای بوده، مشارکت میکنند.

۲- یادگیری منفعل تصویر سلولی است که از قبل حاشیه نویسی شده است، در حالی که در یادگیری فعال تصویر سلول برای دانشجویان فراهم می کند تا آن را کشف و حاشیه نویسی کنند.

۳- یادگیری منفعل، ویدیویی است که در یک کلاس تاریک بدون فکر کردن یا بحث کردن، تماشا می‌شود. در حالی که یادگیری فعال شبیه سازی است که به تعامل دانش آموز واکنش نشان می دهد یا برای پرسیدن سوالات سازنده متوقف می شود. البته گاهی یادگیری منفعل مفید است، به عنوان مثال این هماهنگی شاگردان باعث می شود آنها موثرتر و کار آمدتر مهارت ها را  فرا بگیرند. اما تدریس بدون ایجاد فرصتی برای پرسیدن سوال یا بحث، مانند تزریق اطلاعات به الک است. در نهایت، دانش آموزان دانه اطلاعات جدید را حفظ خواهند کرد، اما بیشتر آنها از بین خواهند رفت.

 

چه چیزی باعث می‌شود مربیان بیشتر به اصول یادگیری فعال تکیه کنند؟

 

مزایای یادگیری فعال آنقدر زیاد است که تعداد زیادی از دبیران و اساتید به سمت این روش رفته اند.

اما چرا هنوز بعضی از استادها به جای یادگیری فعالیت محور از روش های سنتی یادگیری غیر فعال استفاده می کنند؟

  • زمان کلاس بیشتر طول می کشد، بنابراین مربیان نمی توانند همان مقدار اطلاعات را در یک کلاس پوشش دهند.
  • برنامه ریزی تمرین های یادگیری فعال، کارهای مقدماتی بیشتری را می طلبد، که مربیان همیشه نمی توانند از آن استفاده کنند.
  • بسیاری از مربیان همیشه این کار را انجام داده‌اند، بنابراین کم‌تر تمایل دارند روش‌های تدریس فعلی خود را تغییر دهند.
  • مربیان فاقد حمایت، مواد و بودجه موسسه آموزشی خود هستند تا روش‌های تدریس جدید را امتحان کنند.
  • کلاس های پرجمعیت مانع از اجرای واقعی بسیاری از استراتژی های یادگیری فعال می شود.

منبع: ویکی روان

 

BigBlueButton چیست؟

آشنایی با بیگ بلو باتن

بیگ بلو باتن یا BigBlueButton یک نرم افزار متن باز برای برگزاری کلاس آنلاین است که برای برگزاری وب کنفرانس کارایی فراوانی دارد. در این متن شما را با BigBlueButton بیشتر آشنا خواهیم کرد.

BigBlueButton چیست؟

بیگ بلو باتن یک نرم افزار متن باز برای برگزاری کلاس آنلاین است که بر روی لینوکس به خصوص توزیع اوبونتو نصب می شود.

این برنامه برای برگزاری وب کنفرانس کارایی فراوانی دارد.

هدف نرم افزار BigBlueButton این است که هر فراگیر به وسیله ی یک مرورگر وب، بتواند آموزش مجازی را با کیفیت بالا تجربه کند.

نرم افزار BigBlueButton تمام قابلیت های اصلی که در وب کنفرانس مورد نظر شماست را به صورت آنلاین فراهم می کند از جمله:

  • پخش ویدئو
  • پخش صدا
  • سمینار
  • گفتگوی متنی (چت)
  • ضبط جلسات برای فراگیران
  • و…

تمامی امکاناتی که برای یک کلاس آموزشی نیاز دارید در مجموعه‌ای ساده اما کامل و پیشرفته جمع اوری شده است و شما تنها با یک دکمه به دنیای آموزش و یادگیری دسترسی خواهید داشت.

نرم افزار BigBlueButton تعامل کاربران با یکدیگر را از طریق ویژگی هایی همچون قابلیت یادداشت نویسی٬ رای گیری٬ بخشی برای استراحت (breakout rooms). نرم افزار BigBlueButton سازگار با JAWS و NVDA است و از آنلاین یادداشت گذاشتن پشتیبانی می کند.

 

ویژگی ‌های نرم افزار BigBlueButton

BigBlueButton از اشتراک گذاری صوت و تصویر به‌صورت متعدد پشتیبانی می‌کند.

سیستم نمایشی با استفاده از قابلیت‌های گسترده وایت بوردی که در اختیار مربی می‌گذارد مانند استفاده از اشاره‌گر، بزرگ‌نمایی و رسم خط، چت خصوصی، به اشتراک گذاری دسکتاپ و همچنین پشتیبانی از PDF و Microsoft Office آن‌ را به یکی از قوی‌ترین سیستم‌های آموزش از راه دور تبدیل کرده است.

علاوه بر این کاربران می‌توانند به‌عنوان بیننده و یا مجری به سیستم وارد شوند.

۱- بیننده‌های کنفرانس می‌توانند status خود را مشخص کنند‌، میکروفون خود را قطع و وصل کنند و تصویر خود را به اشتراک بگذارند.

۲- در این سرویس می‌توان به تعداد دلخواه کلاس ساخت و لینک آنها را در اختیار دیگران قرار داد تا در کنفرانس‌ها شرکت کنند.

۳- ارائه دهنده یا همان مجری کنفرانس می‌تواند از تخته وایت برد استفاده کند و همچنین می‌تواند با استفاده از قابلیت poll از بینندگان نظرسنجی کند.

۴- یکی دیگر از قابلیت های این سرویس ضبط کنفرانس است.

ارائه دهنده کنفرانس می‌تواند کنفرانس را ضبط کرده و لینک فایل ضبط شده را در اختیار دیگران قرار دهد.

۵- یکی از ویژگی‌های جالب به اشتراک گذاری تصویر آن است که کاربر می‌تواند کیفیت اشتراک گذاری را نیز مشخص کند.

ارائه دهنده کنفرانس می‌تواند صفحه نمایش خود‌، ویدیو و مطالب مورد نیاز را به اشتراک بگذارد همچنین می‌تواند قابلیت اشتراک گذاری تصویر و صفحه نمایش را از بینندگان بگیرد.

۶- یکی از قابلیت های مجری کنفرانس قفل موارد زیر برای بینندگان است : 

  • اشتراک گذاری تصویر
  • مشاهده تصویر دیگران
  • اشتراک گذاری میکروفون
  • ارسال پیام خصوصی و عمومی
  • نام دیگر بینندگان

۷- همچنین مجری و بینندگان می‌توانند از قابلیت Share Note برای نوشتن و اشتراک گذاری Note های خود استفاده کنند.

۸- کاربران می‌توانند از میکروفون و web cam خود استفاده کنند، در طی کنفرانس با یکدیگر گفتگو کنند و برای صحبت اجازه بگیرند.

9- مجری کنفرانس می‌تواند میکروفون کاربران را قطع یا وصل کند، کاربران را از کنفرانس حذف کند و یا نقش آن‌ها را به ارائه دهنده کنفرانس تغییر دهد.

 

 

تاریخچه

در سال ۲۰۰۷ پروژه BigBlueButton در دانشگاه Carleton آغاز شد.

اولین نسخه توسط Richard Alam و تحت نظارت Tony Bailetti نوشته شده بود.

در سال ۲۰۰۹ Richard Alam ٬ Denis Zgonijanin و Fred Dixon کد BigBlueButton را در کد google آپلود کردند وNetwork Blindside را تشکیل دادند.

برای شرکتی که به دنبال مدل تجارت الکترونیکی (E-commerce) منبع باز برای ارائه خدمات و پشتیبانی هست٬ استفاده از BigBlueButton مناسب است.

در سال ۲۰۱۰ توسعه دهنده های اصلی یک تخته سفید (white board) برای آپلود کردن ارائه اضافه کردند.

Jeremy Thomerson یک رابط برنامه نویسی کاربردی (API) اضافه کرد که نرم افزار BigBlueButton پس از آن بتواند با Sakai٬ WordPress٬ Moodle ۱.۹ ٬Moodle ۲.۰ ٬ Joomla٬Redmine٬Drupal٬Tiki Wiki CMS Groupware٬Foswiki و LAMS ادغام شود.

در سال ۲۰۱۱ توسعه دهندگان اصلی اعلام کردند که توانایی ضبط و پخش را به نرم افزار BigBlueButton اضافه کرده اند.

آخرین نسخه منتشر شده از نرم افزار BigBlueButton ٬ نسخه ۲.۰ است.

 

منبع: داتیس نتورک

آموزش تعطیل نیست!

اگرچه شیوع کرونا در کشورمان مشکلات و سختی‌هایی را بر سر راه نظام آموزشی قرارداده است، اما فرصتی ایجاد کرده تا راه‌های نوین آموزشی، به ویژه در آموزش و پرورش به اجرا درآید و از این طریق و به صورت عملی امکان آزمون روش های جدید آموزشی در مقیاس ملی فراهم شود.

 با گسترش بیماری کرونا در بیش از ۱۴۵کشور جهان، که همه گروه‌های سنی را درگیر کرده است، یکی از نخستین نهادهایی که در معرض آسیب جدی قرار دارند، مراکز آموزشی است. مراکز آموزشی که محل تجمع تعداد زیادی از دانش‌آموزان و دانشجویان در مدارس و دانشگاه‌ها است، در گام نخست تعطیلی طولانی مدتی را در این کشورها ایجاد کرد. کشور چین هم که به عنوان کانون شیوع این ویروس در جهان شناخته شد، پیشگام این امر در دسامبر سال ۲۰۱۹ بود.

اما نکته‌ای که در این بین از اهمیت زیادی برخوردار شد، تعطیلی مدارس و مراکز آموزشی است نه «فرایند یادگیری»! به عبارتی کشور چین با این شعار که «مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل است؛ لکن آموزش و یادگیری تعطیل نیست»، پیشگام این حرکت شد. با این اقدام سازوکارهای بسیار گسترده‌ای برای پیشبرد امور آموزشی و تحقیقاتی با تمرکز بر بستر فضای مجازی و آموزش از راه دور طراحی و تدوین شد که فعالیت آموزشی را تحت هیچ شرایطی تعطیل نکرد. کشور چین در چنین شرایطی سازوکاری را در نظام آموزشی راه‌اندازی کرد که می‌تواند از جهات مختلف، جهت بهره‌برداری از آن در نظام آموزشی کشور هم مفید فایده باشد.

ساز و کار نظام آموزشی چین در مواجه با کرونا چه بود؟

به استناد گزارش شماره ۲۷۰۱۶۹۲۰ اسفندماه سال جاری مرکز پژوهش‌های مجلس، مواجه دو نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی چین در مواجه با کرونا، قابل تامل است. نظام آموزش عالی کمیته‌ای را در خصوص نحوه مواجهه هر دانشگاه با کرونا تشکیل داد. از این طریق امور آموزشی، رفت وآمد دانشجویان داخلی و خارجی(تمامی دانشجویانی که در فضاهای خوابگاهی زندگی می‌کنند حق خروج از فضاهای خوابگاهی را ندارند)، را کنترل و طی بخشنامه‌هایی تمام اتفاقات دانشگاه چه در زمینه شیوع بیماری و چه در زمینه تحقیقات انجام شده در رابطه با کرونا را در زمینه‌های مختلف پیگیری و گزارش می‌دهد. بر مبنای همین بخشنامه‌ها برای جبران زمان تعطیلات مراکز آموزشی،به تعداد روزهای تعطیل در این ایام از تعطیلات تابستان کسر خواهد شد.

برگزاری کلاس‌های درس در بستر فضای مجازی ازجمله Tencent Meeting ، online meetingنیز از دیگر سازوکارهای مورد نظر نظام آموزشی چین بوده است. برای دروس تئوری، فعالیت‌های تحقیقاتی، پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها که نیاز کمتری به فعالیت‌های آزمایشگاهی دارند، از کارایی این نرم‌افزارها استفاده شده است. دسترسی رایگان به محتوای مقالات، کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها برای دانش‌آموزان، دانشجویان و اساتیدکه در  اکثر دانشگاه‌های این کشور که سابقاً برای دریافت آنها نیاز به پرداخت هزینه بوده است، در این ایام به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار داده شده است. حتی در کنار دانشگاه‌ها بسیاری از کتابفروشی‌ها، فایل الکترونیکی کتاب‌ها را به‌صورت رایگان در دسترس مخاطبان قرار داده‌اند.

مدارس چین هم با ارائه محتوی و تکالیف درسی ویژه دانش‌آموزان در بستر فضای مجازی از سوی دولت و ایجاد امکان ارتباط دانش‌آموزان و اولیای آن‌ها با مدیران و معلمان مدارس، نه تنها وضعیت آموزشی و تحصیلی دانش‌آموزان را کنترل می‌کند، بلکه برای پر کردن اوقات فراغت آن‌ها هم برنامه‌های منظمی را در نظر گرفته است. برگزاری مسابقات تلویزیونی نظیر خاطره نویسی، نقاشی، ارائه نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها و… جهت جلوگیری از رخوت کودکان و نوجوانان، از جمله مهم‌ترین اقدامات این دولت بوده است. چین حتی یک گام فراتر رفته و با توجه به علایق زیاد کودکان و نوجوانان به انجام بازی‌های رایانه‌ای، دسترسی عمومی برای انجام بازی‌های رایانه‌ای رایگان را هم تسهیل نموده است.

نظام آموزشی ایران برای مواجه با کرونا، چگونه عمل کرده است؟

به استناد آمار موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی عالی، در ایران قریب به ۳ میلیون و ۶۱۶ هزار دانشجو وجود دارد که به صورت فیزیکی در کلاس‌های درس حاضر می‌شوند. همچنین بر اساس اطلاعات ثبت شده در سامانه سناد، تا ۲۵ شهریورماه  ۱۴ میلیون و ۴۶۸ هزار و ۷۴۴ نفر  دانش‌آموز هم به همین شیوه در کلاس­ های درس حضور می‌یابند. این تعداد تقریبا ۱۸ میلیونی از جمعیت دانشجو و دانش‌آموز،  با توجه به قدرت بالای ویروس کرونا در شیوع بیماری و دوره نهفتگی آن (که مدت زمان ۲ هفته است) و همچنین با توجه به وضعیت مدارس و دانشگاه‌های کشور به لحاظ امکانات محدود بهداشتی(سرویس­های بهداشتی مشترک و شلوغ، خوابگاه‌ها و رستوران‌های مشترک و …)، می‌تواند هشداری برای وقوع فاجعه‌ای انسانی در کشور محسوب شود که خوشبختانه با تدابیر درست دولت و وزارتین علوم و آموزش و پرورش به میزان زیادی مهار شده است.

اقداماتی نظیرهماهنگی با سازمان صدا و سیما برای پخش برنامه‌های آموزشی درسی پایه‌های مختلف، فعالیت در فضای مجازی به ویژه شبکه‌های اجتماعی، برای معلمان و دانش‌آموزان جهت پیگیری امور آموزشی، از جمله اقداماتی است که آموزش و پرورش در این دوره از آن استفاده نموده است.

البته باید در نظر داشت که دانشگاه‌ها در این زمینه به دلیل ماهیت متفاوت آموزشی، باید به شیوه‌ای دیگر عمل کند. اما با نگاهی به وبسایت این وزارت‌ آموزشی مهم، مشخص می‌شود که وزارت متبوع تنها به ارائه دستورالعملی برای مواجه با ویروس کرونا از سوی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری، تعطیلی دانشجویان و کاهش ساعات اداری کارکنان بسنده کرده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش شماره ۲۷۰۱۶۹۲۰ در رابطه با دانشگاه‌ها، تشکیل کمیته هماهنگی مقابله با کرونا در تمامی دانشگاه‌ها به منظور پایش و ارزیابی وضعیت آموزشی و سلامتی دانشجویان دانشگاه و تصمیم‌گیری درخصوص ضرورت حضور معدود دانشجویان دارای پروژه‌های تحقیقاتی در دانشگاه و خوابگاه را به عنوان یکی از پیشنهادات خود به آموزش عالی مطرح می‌کند. از این‌رو می‌توان این پیشنهاد را با دقت بیشتری در برنامه‌های وزارت علوم برای مقابله و کنترل کرونا، مد نظر قرار داد. مطابق با همین گزارش ارائه رایگان محتوی چندرسانه‌ای آموزش کتاب‌های درسی دانش‌آموزان در پایه‌های مختلف تحصیلی را برای استفاده دانش‌آموزان در پورتال وزارت آموزش و پرورش هم پیشنهاد شده که می‌تواند در جای خود ارزنده باشد. جا دارد تا مانند بسیاری از نهادهای اقتصادی نظیر بانک‌ها و تامین اجتماعی که تسهیلات ویژه‌ای را برای جامعه در این ایام در نظر گرفتند، وزارت علوم و آموزش و پرورش نیز می‌توانند در این زمینه اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

گرچه آموزش از راه دور از طریق فضای مجازی در برخی از مناطق کشور خدمات مناسبی را برای جامعه دانش‌آموزان به همراه داشته اما، باید توجه داشت که در بسیاری از مناطق محروم کشور و به دلیل عدم دسترسی به فضای مجازی و حتی تلویزیون، بخش قابل توجهی از دانش‌آموزان در برخورداری از این شرایط با دشواری‌های خاصی روبرویند. هرچند آموزش مجازی تنها راه موجود به نظر می‌رسد، اما بی‌تردید تعدادی از افراد زیر این چتر آموزشی قرار نمی‌گیرند. در چنین شرایطی است که باید اقدامات مقتضی در این زمینه را انجام گیرد. 

 

 

منبع : ایرنا

انواع یادگیری الکترونیکی

 

اینترنت به عنوان منبعی برای توسعه آموزش و پاسخ به نیازهای افراد به شمار می رود. با رشد اینترنت و روی کار آمدن یادگیری الکترونیکی هر روزه درخواست های متعددی مبنی بر ترکیب آموزش سنتی و الکترونیکی به دست مسئولان این حوزه می رسد.

 

مسئله قابل توجه در این زمینه این است که حتی کسانی که به طراحی یادگیری الکترونیکی مشغول هستند با سوالاتی نظیر این که یادگیری الکترونیکی چیست و یا این که به چند نوع یا چند گونه تقسیم می شود مواجه هستند. استفاده از فناوری های مختلف به منظور مدیریت و ساماندهی فرایندهای یادگیری و آموزشی را یادگیری الکترونیکی می نامند.

 

نظام یادگیری الکترونیکی می بایست دارای سه ویژگی باشد:

 

نظام یادگیری الکترونیکی باید انعطاف پذیر، باز و توزیع شده باشد.

انعطاف پذیری:

منظور از انعطاف پذیری آن است که خود یادگیرنده بتواند شیوه آموزش خود را انتخاب کند و بر آن کنترل داشته باشد.

توزیع شده:

یعنی در یافتن محتوای یادگیری الکترونیکی از تمامی منابع استفاده شود.

باز بودن:

یادگیرنده با هیچ مانعی مواجه نباشد و بتواند در شرایط مکانی و زمانی متفاوت به یادگیری بپردازد.

ویژگی های یادگیری الکترونیکی می بایست از تمامی آموزش ها اعم از آموزش های دیداری- شنیداری و … متمایز باشد.

تعاریف دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که در ذیل شرح می دهیم.

دستیابی به محتوا:

دسترسی یادگیرنده و یا کاربر به اطلاعات را می گویند.

حضور:

زمانی که یادگیرنده و یاددهنده به شکل فیزیکی و یا مجازی به هنگام انتقال اطلاعات در دسترس باشند را حضور می نامند.

ارتباط الکترونیکی:

زمانی که بین یادگیرنده و یاددهنده در هنگام انتقال آموزش ارتباط الکترونیکی برقرار باشد.

 

 

یادگیری الکترونیکی به شش دسته تقسیم می شود:

یادگیری الکترونیکی خودآموز

این نوع از یادگیری همان شیوه خودخوان است. در این گونه یادگیری هیچ ارتباطی بین یادگیرنده و یاددهنده وجود ندارد و یادگیرنده محتوای آموزشی را از طریق اطلاعاتی که از قبل تهیه شده اند دریافت می کند. در این نوع یادگیری اطلاعات در قالب هایی مثل  CD و یا DVD ارائه می شوند.

یادگیری الکترونیکی چهره به چهره

در این روش یادگیرنده و یاددهنده به طور فیزیكی بر سر كلاس حضور دارند با این تفاوت كه در این كلاس ها از ابزارهای یادگیری الكترونیكی نیز استفاده می شود مانند كلاس هایی كه در آن از پاورپوینت، چند رسانه ای و … برای انتقال محتوا استفاده می شود. در این روش ارتباط بین افراد در محیط كلاس است و یا این كه از طریق تلفن صورت می پذیرد.

یادگیری الکترونیکی غیرهمزمان

زمانی كه یاد دهنده محتوا را جمع آوری می كند ( انتقال محتوا) و یادگیرنده محتوا را به دست می آورد (دستیابی به محتوا) یك زمان تاخیری میان انتقال و دستیابی به محتوا وجود دارد به همین دلیل ارتباط الكترونیكی وجود دارد اما به طور غیر همزمان. در این روش افراد می توانند از طریق ابزارها و فناوری های گوناگون با یكدیگر به تعامل بپردازند. در این روش از فناوری هایی همچون پست الكترونیكی نیز استفاده می شود.

یادگیری الکترونیکی همزمان

در این روش كه یاددهنده و یادگیرنده در طول انتقال محتوا به صورت مجازی با یكدیگر ملاقات می كنند به همین دلیل حضور مجازی وجود دارد. هم چنین از تمامی فناوری ها اعم از صوت و تصویر زنده و پیام رسانی و سایر فناوری های به كار رفته در یادگیری الكترونیكی غیر همزمان استفاده می شود.  

یادگیری الکترونیکی ترکیبی/دوگانه، غیرهمزمان

این نوع از یادگیری الكترونیكی تركیبی از یادگیری چهره به چهره و غیر هم زمان است. در این روش محتوا هم از طریق كلاس های حضوری بین یاد دهنده و یادگیرنده انتقال داده می شود و هم از طریق فناوری های یادگیری الكترونیكی زمانی كه افراد در یك مكان حضور فیزیكی ندارند. ارتباط الكترونیكی تنها در روش غیر همزمان این مدل وجود دارد و بر عكس آن كه حضور است یعنی حضور تنها در هنگامی كه انتقال اطلاعات به صورت چهره به چهره است وجود دارد.  

یادگیری الکترونیکی ترکیبی/دوگانه، همزمان

این نوع یادگیری نیز تركیبی است اما با این تفاوت كه تركیبی از روش چهره به چهره و هم زمان است. در این روش یادگیرنده و یاد دهنده هم در كلاس های حضوری و هم در كلاس های مجازی با یكدیگر ملاقات دارند به همین دلیل حضور در تمام مدت انتقال و ارائه محتوا وجود دارد و ملاقات ها در زمانی یكسان و با مشاركت یادگیرنده و یاد دهنده به انجام می رسد. ارتباط الكترونیكی نیز به شكلی گسترده و همزمان مورد استفاده است.

 

کلام آخر :

شناخت این شش نوع یادگیری الكترونیكی برای تمام كسانی كه به نوعی با آموزش الكترونیكی در ارتباط هستند می تواند با اهمیت باشد چرا كه می توانند به خوبی انواع ان را دسته بنده كرده و دید وسیع تری از یادگیری الكترونیكی به دست آورند.

منبع : تبیان

 

مفهوم سازی آموزش معکوس

چکیده

هدف از مقاله حاضر، مفهوم‌سازی آموزش معکوس و روش به‌کارگیری آن در یک کلاس درس می‌باشد. ابتدا در مقدمه مشکلات روش سنتی آموزش مورد بررسی قرار می‌گیرد تا ضرورت آموزش معکوس تبیین شود. سپس به مفهوم‌سازی آموزش معکوس اشاره می‌شود. در ادامه با مرور تاریخچه آموزش معکوس، مؤلفه‌های آن به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرند. همچنین به فواید آموزش معکوس پرداخته می‌شود و در پایان نیز نتیجه‌گیری از بحث انجام می‌گیرد.

مقدمه

دانش‌آموزان امروز شهروندان، کارگران، والدین، کارمندان، معلمان و رهبران آینده هستند. آمار ترک تحصیل دانش‌آموزان در دوره‌های متوسطه بیانگر این است که سیستم آموزش ما و روش‌هایی که از طریق آن‌ها دانش‌آموزان را برای زندگی بزرگ‌سالی آماده می‌کنیم نیاز به اصلاح دارند. هنوز در بیشتر موارد دانش‌آموزان باید یادگیری خود را از طریق بیان طوطی‌وار مطالب به نمایش بگذارند. آزمون‌های چهارگزینه‌ای مؤسسات مختلف هنوز با سنجش پایین‌ترین سطح درک و فهم حکمرانی می‌کنند. متأسفانه این موضوع در برنامه‌های درسی که در سطح ملی اجرا می‌شوند نیز به چشم می‌آید.

در کشور ما امتحانات تستی برای ارزیابی دانشی که از طریق نازل‌ترین سطوح یادگیری قابل دستیابی است کماکان ادامه دارد. شاهد این ماجرا آزمون‌هایی است که در سطح ملی به‌صورت متمرکز انجام می‌شود. استانداردهای جدید باید دانش‌آموزان را به سمت کسب مهارت‌های سطوح بالاتر سوق دهند، در حالی‌که کلاس‌های درس هنوز آنان را برای کسب نمره بالا آماده می‌کنند (روئل، ردی و شنون، ۲۰۱۳). یعنی می‌توان گفت آموزش در خدمت آزمون قرار گرفته است، در حالی‌که آزمون باید در خدمت آموزش، برای رسیدن به اهداف بلند آموزشی باشد.

به هر حال در قرن بیست‌ویکم محیط‌های کار شروع به تغییر کرده‌اند. اکنون اینترنت و رایانه همراه فراگیر شده و دسترسی به اطلاعات به آسانی صورت می‌گیرد. دیگر ضرورتی ندارد برای در دست داشتن اطلاعات آن‌ها را حفظ کنیم. دنیای خارج از مدرسه تغییر کرده است، در حالی‌که کلاس‌های سنتی هنوز پابرجاست.

کارکردهای اخیر تکنولوژی، مفهوم یادگیری معکوس را برای مربیان آموزشی جذاب و کاربردی کرده است. به خاطر نرم‌افزارهای فراگیر ضبط سخنرانی و سایت‌های در دسترس انواع ویدئوهای آموزشی و سخنرانی‌های ضبط شده بیش از پیش قابل دسترس است، و تقریباً در همه موضوعات درسی می‌توان زمان کلاس درس را به تعامل رودرروی دانش‌آموزان اختصاص داد.

در اینجا ضرورت دارد یک تغییر اساسی در روش آموزش صورت گیرد. در کلاس درس به شیوه سنتی معلم درس را ارائه می‌کند و روند کلاس را به پیش می‌برد، اما در شیوه آموزش معکوس پیشبرد روند کلاس به عهده دانش‌آموزان است. تکنولوژی آموزشی و یادگیری فعالیت‌محور دو عنصر اصلی در مدل آموزش معکوس هستند. هر دو عنصر فوق محیط یادگیری دانش‌آموزان را به شکلی بنیادی تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

مفهوم‌سازی آموزش معکوس

یادگیری معکوس می‌تواند روش‌های سنتی تدریس را دگرگون کند. روش کار به این گونه است که آزمون‌ها به‌صورت برخط (آنلاین) خارج از کلاس در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و تکالیف که قبلاً در خانه انجام می‌شد در کلاس انجام می‌شوند. یادگیری معکوس به‌عنوان یک رویکرد منحصربه‌فرد نقش تکلیف و فعالیت‌های کلاس درس را دگرگون ساخته است. در روش سنتی تدریس، دانش‌آموزان دانش‌های جدید را در کلاس درس از طریق سخنرانی فرا می‌گرفتند و در خانه آن‌ها را تمرین می‌کردند. در رویکرد یادگیری معکوس دانش‌آموزان از طریق ویدیو مطالب را در خانه فرا می‌گیرند و مهارت‌ها را در کلاس درس تمرین می‌کنند. مدل یادگیری معکوس محیطی فعال و تعاملی برای یادگیری فراهم می‌کند که در آن معلم به‌عنوان هدایت‌گر نقش ایفا می‌کند و دانش‌آموزان را در حالی‌که مفاهیم را به‌کار می‌برند و به‌طور فعال و خلاقانه درگیر موضوعات درسی هستند راهنمایی می‌کند (شبکه یادگیری معکوس، ۲۰۱۴).

وقتی معلم یک فایل ویدئویی متناسب با موضوع درس را طراحی و ارائه می‌کند زمان کلاس درس بر مشارکت دانش‌آموزان متمرکز می‌شود. یادگیری فعال از طریق پرسش، آزمونک، بحث، میزگرد و فعالیت‌های اکتشافی، هنرورزی و کاربرد ایده‌ها انجام می‌شود که در مدل کلاس درس معکوس نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

تاریخچه آموزش معکوس

تاریخچه آموزش معکوس به حدود ۲۰۰سال پیش برمی‌گردد (برگمان و  سمز، ۲۰۱۳). در سراسر قرن بیستم محتوا در آموزش‌وپرورش به‌صورت سنتی و به‌صورت یکسان ارائه می‌شد، تا جایی که برخی آن را «آموزش صنعتی شده» می‌نامیدند (اش، ۲۰۱۲).

در آن روش دانش‌آموزان باید مطالب را حفظ می‌کردند و به ساده‌ترین شیوه در حوزه‌های مورد علاقه خود به‌کار می‌بردند، مثل همان روشی که کارگران در دوره انقلاب صنعتی با آن آموزش می‌دیدند. در عین حال از همان عصر آموزش صنعتی، معلمان زبان انگلیسی از شاگردانشان می‌خواستند که در خانه مطالعه کنند و با آمادگی قبلی به کلاس بیایند و آنچه را که از درس فهمیده‌اند به بحث بگذارند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. این شیوه شبیه روش‌هایی است که در مدل یادگیری معکوس به‌کار می‌رود. این امر نشان می‌دهد که مفهوم کلی معکوس کردن کلاس درس یک موضوع جدید نیست. خواندن یک فصل از کتاب توسط دانش‌آموزان در منزل و آمدن به مدرسه و به‌کار بستن یادگیری مربوط به آن درواقع همان کلاس معکوس است.

آموزش از راه دور با اینترنت و حتی با ویدیو شروع نشد. پست عادی با مرکب و کاغذ ۳۰۰سال پیش مورد استفاده قرار گرفت و میلیون‌ها انسان از این رسانه برای بالا بردن دانش‌ها، مهارت‌ها و شایستگی‌هایشان استفاده کردند. این خود نوعی آموزش از راه دور محسوب می‌شود. برخی، نقاشی‌های غار را که مربوط به ۱۷هزار سال قبل است نیز نوعی آموزش از راه دور به حساب می‌آورند. در سال ۱۷۲۸کالب فیلیپس اطلاعیه داد که در بوستون از طریق پست کردن مقالات و کتب به دانش‌آموزان خود آموزش می‌دهد. در سال ۱۹۰۶دانشگاه ویسکانسین سخنرانی‌های کلاس را ضبط می‌کرد و به شکل فونوگراف برای دانشجویان می‌فرستاد.

امروزه در کلاس‌های درس، دیگر نمی‌توانیم با روش خواندن از روی کتاب و بیان مطالب در کلاس آموزش را معکوس کنیم. خیلی از دانش‌آموزان بدون آمادگی به کلاس می‌آیند و معلمان هم نمی‌دانند چگونه آن‌ها را درگیر کنند. بنابراین گفتن اینکه فصلی از کتاب را بخوانید و به کلاس بیایید کفایت نمی‌کند. اگر معلم برنامه عملی برای انجام دادن در زمان کلاس درس نداشته باشد، تنها کاری که می‌تواند بکند این است که همان موارد را دوباره ارائه کند و درواقع به دانش‌آموزان القا کند که نیازی به خواندن قبل از کلاس درس نبوده است.  به همین دلیل برخی از معلمان در برهه‌ای از زمان تصمیم گرفتند فایل‌های ویدیویی تهیه کنند و قبل از کلاس برای دانش‌آموزان خود بفرستند. این کار باعث می‌شد آن‌ها با شیوه‌های تعاملی با محتوایی که معلم به آن‌ها داده است آشنا شوند و هرچند بار که نیاز داشتند فایل‌ها را بررسی کنند و در عوض در کلاس این امکان را به معلم خود بدهند تا با روش‌های جدید و ‌آزمایشی و فعال به ارائه موضوعات بپردازد.

در سال ۱۹۲۰روش تدریس مفیدی عمومیت یافت که بنیامین بلوم در مقاله علمی خود در سال ۱۹۶۸از آن با ‌عنوان «یادگیری در حد تسلط» یاد می‌کند. یکی از مزیت‌های یادگیری در حد تسلط این است که دانش‌آموز یادگیری را به پیش می‌برد نه معلم و ما پی برده‌ایم که یادگیری زمانی بهتر اتفاق می‌افتد که یادگیرنده فعالانه در جریان یادگیری نقش بازی کند. در این شیوه معلم مواد، ابزارها و حمایت‌های پایدار خود را از یادگیری طراحی می‌کند. این خود دانش‌آموزان هستند که اهداف خود را تعیین می‌کنند و زمان خود را مدیریت می‌کنند.

در نظام سنتی آموزش، معلم مجبور است که در حد متوسط درس را پیش ببرد که موجب می‌شود دانش‌آموزانی که سریع یاد می‌گیرند خسته و کسل شوند و کسانی که یادگیریشان خیلی کند است عقب بیفتند. تفاوت‌های فردی و شخصی کردن آموزش چالش بزرگی است، اما این یادگیری در حد تسلط است که به دانش‌آموز این امکان را می‌دهد تا با توجه به توانایی خود یاد بگیرد. همچنین روش یادگیری در حد تسلط است که به دانش‌آموز این امکان را می‌دهد که با توجه به توانایی خود یاد بگیرد. همچنین در روش یادگیری در حد تسلط، دانش‌آموزان به خاطر یادگیری واقعی تقدیر می‌شوند. در این روش دانش‌آموز نمی‌تواند با نمره غیرواقعی به مرحله بعدی برود. اگر به‌صورت کامل یاد نگیرد به درس بعدی راه نمی‌یابد. باید طوری کار کند که بتواند نشان دهد موضوع درس را به خوبی و به‌طور کامل فرا گرفته است.

علی‌رغم همه این مزیت‌ها، یادگیری در حد تسلط به‌کار گرفته نمی‌شود و دلیل اصلی آن این است که این روش کابوسی برای معلمان است. مشکل اصلی آموزش مستقیم آن است که معلم نمی‌تواند نیازهای متفاوت دانش‌آموزان را در یادگیری به روش سخنرانی پاسخ دهد. مشکل دیگر در چگونگی آزمون گرفتن از دانش‌آموزان است. نمونه‌های مختلف یک آزمون باید به دانش‌آموزان ارائه شود تا اینکه دانش‌آموزان نتوانند آزمون‌های خود را در اختیار دانش‌آموزان دیگر که بعداً همان درس را امتحان دارند، قرار دهند.

برخی از معلمان درصدد احیا کردن روش یادگیری در حد تسلط هستند. احیا کردن این نوع از یادگیری به آموزش معکوس منتهی می‌شود. در کلاس درس معکوس، معلم فیلم تدریس خود را به دانش‌آموز می‌دهد تا قبل از کلاس ببیند و او در کلاس مفاهیم جدید را تحت عنوان تمرین ارائه می‌دهد. این کار باعث می‌شود که زمان مفید کلاس درس مستقیماً روی پروژه‌های دانش‌آموزان اختصاص یابد. در این روش دانش‌آموزان به جای اینکه به تنهایی به تکاپو بیفتند، می‌توانند مهم‌ترین مسائل و فعالیت‌ها را به همراه هم‌کلاسی‌ها و معلمشان انجام دهند.

از آنجا که آموزش معکوس، سخنرانی برای تمام کلاس را منتفی کرده است، دیگر دانش‌آموزان مجبور نیستند به یک روش ثابت به فعالیت بپردازند. در این روش نیز دانش‌آموزان تکلیف انجام می‌دهند ولی به تنهایی در خانه مسائل را حل نمی‌کنند، بلکه به جای آن ویدئوها را می‌بینند. البته در هنگام دیدن ویدئوها آن‌ها می‌توانند تعامل داشته باشند. معلم می‌تواند از آن‌ها بخواهد سؤالاتی را از ویدیو استخراج کنند، یادداشت بردارند یا دیدگاه خود را در وبلاگ به اشتراک بگذارند.

هفت سال پیش، دو معلم علوم در دبیرستان وودلندپارک در کلرادو مفهوم یادگیری معکوس را در کلاس درس به‌کار گرفتند (سیگل، ۲۰۱۴). جاناتان برگمان و آرون سمز تصمیم گرفتند از نرم‌افزار ضبط سخنرانی برای ثبت دروس مقدماتی علوم استفاده کنند و به دانش‌آموزان فرصت دهند تا به‌عنوان تکلیف در منزل سخنرانی‌ها را ببینند. بنابراین دانش‌آموزان در زمان کلاس درس فرصت بیشتری برای انجام فعالیت‌های سازنده داشتند. گرچه استفاده از مفهوم یادگیری معکوس در آموزش به قبل از سال ۲۰۰۷ برمی‌گردد، در مراحل اولیه این روش به تدریس دروس آن‌لاین از طریق اینترنت محدود می‌شد. برگمان و سمز در کتابشان به نام «کلاس درس خود را معکوس کنید» (۲۰۱۲)، توضیح می‌دهند که آن‌ها چگونه شروع به ساخت ویدئوهای تدریس خود کردند تا بتوانند تعامل انسانی و رودرروی دانش‌آموزان را با یکدیگر در کلاس درس افزایش دهند.

سلمان خان به‌طور رسمی «خان آکادمی» خود را در سال ۲۰۰۸راه‌اندازی کرد و ویدیوهای گام به گام آموزش ریاضیات و مفاهیم علوم را ارائه نمود. ایده استفاده از این ویدئوها از چند جلسه تدریس خصوصی‌اش به‌صورت آنلاین با خواهرزاده‌هایش نشئت گرفت. او خیلی زود متوجه شد که با ضبط این ویدئوها خواهرزاده‌هایش قادر بودند ویدئوها را نگه دارند، به عقب برگردانند یا در صورت لزوم چندین بار تماشا کنند. سلمان خان شروع به بازنگری شیوه تدریس سنتی برای انطباق با قرن بیست‌ویکم کرد. با حمایت مالی چند بانی خیر از جمله بیل گیتس، سلمان خان شروع کرد به ساخت و تهیه دروس بیشتر برای یک کلاس بزرگ‌تر از آنچه قبلاً داشت (خان آکادمی، ۲۰۱۱).

طبقه‌بندی بلوم:

 آموزش معکوس یک رویکرد کل‌نگر است که همه سطوح یادگیری طبقه‌بندی بلوم را در برمی‌گیرد. طبقه‌بندی حیطه‌های یادگیری بلوم در سال ۱۹۵۶ توسط روان‌شناس آموزشی دکتر بنیامین بلوم به منظور بالا بردن سطوح تفکر در آموزش، شامل تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و ترکیب به جای تمرکز صرف بر سطوح نازل یادگیری، همچون به خاطر سپردن و فهمیدن ایجاد شد. بلوم و همکارانش سه حیطه فعالیت‌های یادگیری را طراحی کردند که حیطه شناختی: مهارت‌های ذهنی (دانش)، عاطفی: رشد علایق و احساسات (نگرش خود) و حیطه روانی ـ حرکتی: مهارت‌های جسمی یا بدنی را شامل می‌شود.

در حیطه مهارت‌های شناختی شش سطح اصلی وجود دارد که در هرم زیر نشان داده شده است و از ساده‌ترین رفتار شروع شده و به پیچیده‌ترین خاتمه می‌یابد. این هرم دارای سلسله مراتب است، به طوری که برای رسیدن به سطح بالاتر باید سطح پایین‌تر شناخت کسب شود.

در کلاس درس سنتی معلم با روش سخنرانی تنها می‌تواند مهارت‌های شناختی را تا سطح به خاطرسپاری و فهمیدن پوشش دهد. او سپس دانش‌آموز را با تکالیفی به خانه می‌فرستد و سطوح اصلی مهارت‌های شناختی (به‌کار بستن، تجزیه و تحلیل، ارزشیابی و ترکیب) را به خود دانش‌آموز واگذار می‌کند. این در حالی است که یادگیری عمیق متضمن رسیدن به همان چهار سطح بالای شناخت می‌باشد. دانش‌آموز به تنهایی و شاید با کمک کتب راهنما و حل تمرین، تکالیف را بدون اینکه مورد تجزیه و تحلیل و ارزشیابی قرار دهد، یا محیطی برای به‌کار بردن و خلاقیت و ترکیب داشته باشد انجام می‌دهد و یک هفته بعد برای ارائه به معلم به کلاس درس می‌آورد.

در شیوه آموزش معکوس جریان تدریس معلم وارونه می‌شود. ابتدا معلم مطالبی را که قرار است به‌صورت سخنرانی در کلاس ارائه دهد با استفاده از نرم‌افزارهای تولید و ضبط محتوای آموزشی یا از اینترنت تهیه می‌کند و در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد. دانش‌آموزان هرکدام با سرعت متناسب یادگیری خودشان و در شرایط و زمان‌های مناسب خود مطالب را می‌بینند، به آن‌ها گوش می‌دهند، و یادداشت‌برداری می‌کنند. درواقع سطوح دانش و فهمیدن را از این طریق کسب می‌کنند و با آمادگی پا به عرصه کلاس درس می‌گذارند تا در آنجا با کمک و راهنمایی معلم، تعامل و بحث گروهی با هم‌کلاسی‌ها و مواجه شدن با تکالیف چالش‌برانگیز به سطوح بالاتر حیطه شناختی برسند.

در اینجا می‌توان شیوه یاددهی ـ یادگیری را به دو شکل منفعل و فعال دسته‌بندی کرد. درواقع یادگیری منفعل خارج از کلاس و در خانه برای رسیدن به سطوح اولیه شنا خت انجام می‌شود و در کلاس درس از طریق شیوه‌های فعال یادگیری، دانش‌آموزان سطوح بالای مهارت‌های شناختی را کسب می‌کنند.

چرخه یادگیری در مدل آموزش معکوس

سه مرحله اساسی فرایند یادگیری معکوس عبارت‌اند از: شناختن، تعامل کردن و انجام دادن. معلمان باید این سه نکته اساسی را در تمام فرایند آموزشی مدنظر قرار دهند.

با بکارگیری این شیوه نوین، خصصیه مشترکی در همه گروه‌ها ظاهر می‌شود و آن پویایی بیشتر در زمان کلاس درس است. در این حالت ما با دانش‌آموزانی روبه‌رو هستیم که دیگر فقط شنونده سخنرانی نیستند، بلکه در کلاس مشارکت می‌کنند و مسئولیت کامل یادگیری خود را می‌پذیرند. با این شیوه آن‌ها روش‌های متفاوت یادگیری را تجربه می‌کنند: یادگیری با انجام دادن، یادگیری با شناختن و یادگیری با به اشتراک گذاشتن با دیگران.

چرخه یادگیری شامل آمادگی، بحث گروهی و کاربرد است. در این فرایند معکوس کردن یادگیری حاصل می‌شود. دانش‌آموزان در خانه با مشاهده فایل‌های صوتی و تصویری به آمادگی می‌رسند و در کلاس درس با تعامل و بحث گروهی به سطوح بالاتر شناخت دست پیدا می‌کنند و از طریق انجام تکالیف واقعی و چالش‌برانگیز در محیط‌های مختلف اجتماعی یادگیری‌های خود را به‌کار می‌بندند و با خلاقیت‌ها و نوآوری‌های گروهی و فردی موفق به تولید و ارائه محصول یادگیری خود به اجتماع می‌شوند.

مخروط یادگیری ادگارد دیل: 

کدام نوع یادگیری مؤثرتر است، یادگیری فعال یا یادگیری منفعل؟

براساس مخروط یادگیری ادگارد دیل، ما در یادگیری منفعل فقط 10 درصد از آنچه را می‌خوانیم، ۲۰درصد از آنچه را می‌شنویم، ۳۰درصد از آنچه را می‌بینیم، و ۵۰درصد از آنچه را می‌بینیم و می‌شنویم به خاطر می‌آوریم. از طریق اشکال یادگیری فعال، ما ۷۰ درصد آنچه را می‌گوییم و ۹۰درصد از آنچه را که هم می‌گوییم و هم انجام می‌دهیم به خاطر می‌آوریم.

آنچه این مخروط به ما می‌گوید این است که روش آموزش از طریق همسالان می‌تواند دوبرابر قوی‌تر از گوش دادن و تماشای سخنرانی معلم باشد.

در روش سنتی به ندرت معلم فرصت درگیر کردن دانش‌آموزان در فعالیت را دارد زیرا بیشتر وقت خود را به سخنرانی و بیان مطالب درسی اختصاص می‌دهد. یک معلم فعال در بهترین حالت ممکن است مطالب و تصاویر کتاب را در قالب پاورپوینت در کلاس نمایش دهد. به عبارت دیگر تا مرحله سوم مخروط یادگیری ادگار دیل؛ خواندن، شنیدن و دیدن تصاویر (یادگیری کلامی) پیش برود. احتمالاً دانش‌آموزان نهایتاً به ۳۰درصد یادگیری می‌رسند اما در روش یادگیری معکوس معلم با نمایش فیلم‌ها و کلیپ‌های مختلف و جذاب آموزشی به همراه ضبط سخنرانی خود شرایط یادگیری کلامی و بصری را در خانه برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند. سپس دانش‌آموزان با آمادگی حاصل از این دو یادگیری پا به کلاس درس می‌گذارند و با بحث گروهی و تعامل در فعالیت‌هایی که از طرف معلم متناسب با موضوعات درسی طراحی شده است مشارکت می‌کنند و با فعالیت‌ها به یادگیری کامل دست می‌یابند و در محیط‌های مختلف به‌کار می‌برند (کاربرد).

یادگیری از طریق تکنولوژی

امروزه دانش‌آموزان با تکنولوژی و اینترنت عجین شده‌اند و تقریباً هر روز در کلاس و خصوصاً خارج از کلاس درس با آن‌ در ارتباط هستند و به بهترین نحو از آن بهره می‌برند. ما به‌عنوان مربیان آموزشی باید از این علاقه دانش‌آموزان به تکنولوژی استفاده کنیم و موضوعات آموزشی را از طریق آن به بچه‌ها منتقل سازیم.

ما در روش سنتی به دانش‌آموزان فرصت استفاده از مناسب‌ترین ابزارهای تکنولوژی برای توسعه یادگیری‌هایشان در خارج از کلاس درس را نمی‌دهیم. در روش یادگیری معکوس هم معلم به این مهم توجه ویژه دارد و از تکنولوژی به‌عنوان یک ابزار کمک‌آموزشی خوب به نحو احسن استفاده می‌کند. فیلم‌های آموزشی را بر روی سایت‌ها و وبلاگ‌ها برای مشاهده دانش‌آموزان قرار می‌دهد، فعالیت‌های انفرادی مختلفی از طریق اینترنت به دانش‌آموزان عرضه می‌کند و با ارتباط آنلاین با دانش‌آموزان به‌صورت انفرادی از آن‌ها بازخورد می‌گیرد و به آن‌ها کمک می‌کند.

یادگیری پروژه محور

در روش یادگیری معکوس دانش‌آموزان یک موضوع واقعی را به‌عنوان پروژه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند و ناگهان به این نتیجه می‌رسند که چه راه‌حلی برای برطرف کردن آن مشکل مناسب است.

یادگیری از طریق همسالان و بازخورد معلم به وسیله اریک ماژور، استاد دانشگاه هاروارد، ارائه شد. او تکنیکی با نام «دقیقاً در زمان» را ابداع کرد که از طریق آن تدریس به‌عنوان یک عنصر مکمل برای کلاس درس معکوس به حساب می‌آید. این تکنیک به معلمان این امکان را می‌دهد تا بازخورد دانش‌آموزان را یک روز قبل از کلاس دریافت کنند، بنابراین معلم قادر خواهد بود راه‌کارها و فعالیت‌هایی را که دانش‌آموز نیاز دارد آماده کند. معلم می‌تواند بر مشکلاتی که در مسیر درک محتواها وجود دارد متمرکز شود. مدل ماژور بر محتوای مفهومی تأکید دارد.

 

مهارتهای قرن ۲۱

در طول زندگی، ما حقایق بسیاری آموخته‌ایم و موضوعات زیادی را فرا گرفته‌ایم بدون آنکه بفهمیم چگونه به‌کار ببندیم، در حالی‌که در قرن بیست‌ویکم ما نیازمند مهارت‌های دیگری هستیم که بتوانیم در زندگی موفق شویم. مهارت‌های ارتباط، کار گروهی، خلاقیت و تفکر انتقادی.

اینکه دانش‌آموزان خودشان یاد بگیرند چگونه فعالیت کنند، انتقاد کنند، اولویت‌بندی کنند، به‌کار ببندند و نتیجه‌گیری کنند بسیار حیاتی است. خلاصه، آن‌ها باید به مهارت‌های تفکر انتقادی دست یابند. دیگر مهارت‌هایی که دانش‌آموزان نیاز دارند مهارت خواندن و خلاصه‌خوانی است، آن‌ها باید از بین کتاب‌های مختلف مفهوم مشخصی را جست‌وجو کنند. بنابراین مهارت خلاصه‌خوانی مهم است. امروزه با موبایل‌های هوشمند که همگان در دست دارند دنیای یادگیری تنها با یک کلیک آغاز می‌شود.

با رشد بی‌سابقه ویدیوها و دیگر رسانه‌های تصویری در اینترنت، جوانان باید قادر باشند فایل‌های تصویری حرفه‌ای بسازند و آن‌ها را با همسالان خود به اشتراک بگذارند. معلمان باید تولید محتوای ویدیویی، نرم‌افزارهای تصویری و نمایشی را آموزش دهند و برای دانش‌آموزان فرصت گرفتن بازخورد نیز فراهم کنند. تکنولوژی باید یکی از عناصر کلاس درس به حساب آید. در عین حال، آموزش عنصر اصلی در کلاس درس معکوس است.

دانش‌آموزان باید یاد بگیرند چگونه به‌طور مستقل و بدون وابستگی رشد یابند و یاد بگیرند که چگونه یاد بگیرند. رهبران آینده از طریق آموزش به خودشان است که به چنین موقعیتی خواهند رسید.

در کلاس درس معکوس ما باید به دانش‌آموزان کمک کنیم تا بفهمند در فضای مجازی درست رفتار کنند. چیزی که به نام تکنولوژی در اختیار آنان است انبوهی از اطلاعات و فرصت‌ها را در اختیار آنان قرار می‌دهد. بنابراین دانش‌آموزان باید یاد بگیرند چگونه دیدگاه‌ها، عقاید، اطلاعات، داده‌ها و فعالیت‌ها را تجزیه و تحلیل و اولویت‌بندی کنند.

امروزه مسئولیت‌پذیری مؤسسات آموزشی برای تجهیز دانش‌آموزان و دانشجویان به صلاحیت‌های مورد نیاز بازار کار اجتناب‌ناپذیر است. 

مهارتهای یادگیری و نوآوری

مهارت‌های یادگیری و نوآوری شامل خلاقیت و نوآوری، تفکر انتقادی و حل مسئله، همچنین مهارت‌های ارتباطی و همکاری می‌شود.

دروس اصلی و موضوعات قرن ۲۱

دروس اصلی انگلیسی، هنرهای گفتاری و خوانداری، زبان‌های زنده دنیا، هنرها، ریاضیات، اقتصاد، علوم، سیاست و تعلیمات مدنی هستند.

موضوعات قرن ۲۱شامل معرفت جهان، سواد مالی، اقتصادی، تجاری و کارآفرینی، سواد مدنی، سواد بهداشتی، و سواد زیست‌محیطی می‌باشند.

مهارتهای اطلاعاتی، رسانه و تکنولوژی

مهارت‌های اطلاعاتی، رسانه و تکنولوژی شامل سواد اطلاعاتی، سواد رسانه‌ای و آی‌سی‌تی می‌باشند.

مهارتهای زندگی و شغلی

مهارت‌های زندگی و شغلی شامل انعطاف‌پذیری و سازگاری، پیشگام بودن و خودجهت‌دهی، مهارت‌های اجتماعی و میان‌فرهنگی، بهره‌وری و پاسخگویی، همچنین رهبری و پاسخگویی است.

سیستم‌های حمایتی شامل استانداردها و ارزیابی‌ها، برنامه درسی و آموزش، توسعه حرفه‌ای و محیط‌های یادگیری است (خان، ۲۰۰۶).

چارچوب مذکور به یک سؤال می‌انجامد که: «چگونه ما دانش‌آموزانمان را پرورش دهیم تا به دانش‌های اساسی همراه با خلاقیت و نوآوری، همچنین تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله به‌طور کامل دست یابند؟» پاسخ روش یادگیری معکوس است.

کاربرد آموزش معکوس در کلاس درس

دانش‌آموزان موضوعات جدید را از طریق تماشای ویدیوها در خانه با توجه به سرعت یادگیری خودشان و از طریق ارتباط برخط (آن‌لاین) با معلم یا همسالان خود فرا می‌گیرند و آنچه قبلاً در قالب تکلیف مربوط به آن درس بود را در کلاس با هم انجام می‌دهند. در کلاس درس با کمک معلم با مفهوم درس درگیر می‌شوند. همچنین معلم به جای ایراد سخنرانی این فرصت را دارد که با توجه به نیاز هر یک از دانش‌آموزان، راهنمایی‌ها و آموزش‌های لازم را بدهد و با آنان ارتباط ایجاد کند. این شیوه با نام‌های کلاس برعکس، آموزش وارونه، معکوس کردن کلاس و آموزش وارونه شناخته شده است.

بر طبق گفته تورکلسون (۲۰۱۲) کلاس درس معکوس یک شیوه جدید آموزش است که یادگیری را به دانش‌آموز می‌سپارد و به معلم این امکان را می‌دهد که یادگیری تک‌تک دانش‌آموزان را با توجه به نیازهای فردی آن‌ها تسهیل کند. کلاس درس معکوس یک راهبرد آموزشی است که از دو جزء تشکیل شده است؛ فعالیت‌های یادگیری تعامل گروهی در کلاس درس و آموزش انفرادی مستقیم با کامپیوتر خارج از کلاس.

دلایل اصلی که برای انجام روش آموزش معکوس در مدارس آورده می‌شود عبارت است از: نتایج نامطلوب و ضعیف یادگیری، ترک تحصیل زیاد دانش‌آموزان از مدرسه به دلیل روش‌های سنتی و کسالت‌آور آموزش و نیز در دسترس بودن ویدیو و اینترنت و علاقه وافر دانش‌آموزان به استفاده از آن‌ها.

در آموزش معکوس مسئله اصلی و چالش‌برانگیز، یافتن فعالیت‌های آموزشی مناسب، پروژه‌ها و تکالیفی است که نیازمند مهارت‌های تفکر است. البته این مورد نیز یکی از نقاط قوت این روش می‌تواند قلمداد شود و آن اینکه معلم را درگیر طراحی فعالیت و موضوعات عملی یادگیری کلاس درس می‌کند. نکته مهم این است که در این روش تفکر درباره نتایج یادگیری به جای تفکر درباره محتوای یادگیری انجام می‌شود.

فواید و مزایای یادگیری معکوس

۱. رشد تعامل بین معلم و شاگرد

طرفداران روش یادگیری معکوس اعتقاد دارند که این روش به تعامل بیشتر بین معلم و شاگرد منجر می‌شود. مثلاً برگمان و سامز (2012) اذعان داشتند که وقتی معلمان تمایل ندارند در جلوی کلاس بایستند و با دانش‌آموزان سخن بگویند، می‌توانند در کلاس بچرخند و با تک‌تک دانش‌آموزانشان تعامل برقرار کنند، در این صورت، به احتمال زیاد دانش‌آموزان را بهتر درک می‌کنند و به نیازهای عاطفی و یادگیری آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.

مطالعات نشان داده است داشتن معلمانی که نیازهای اجتماعی و عاطفی بچه‌ها را تشخیص می‌دهند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند حداقل برای رشد علمی بچه‌ها، خصوصاً برای دانش‌آموزان خطرپذیر مفید است.

 

۲. فرصت بازخورد در زمان واقعی

طرفداران یادگیری معکوس اذغان می‌دارند که افزایش تعامل بین معلم و شاگرد به معلم فرصت بیشتری برای ارائه بازخورد به موقع می‌دهد. مثلاً یک مطالعه موردی که به وسیله بنیاد گیت انجام شد، نشان داد که در طول یک دوره پنج هفته تابستانی که دانش‌آموزان از طریق سایت «خان آکادمی» با حمایت مستقیم معلم آموزش‌ها را دریافت می‌کردند، معلم در مقایسه با کلاس درس سنتی وقت بیشتری برای فردفرد دانش‌آموزان صرف می‌کرد. بنابراین او می‌توانست بازخورد بیشتری به بچه‌ها بدهد و فوراً سوءتفاهم‌هایشان را اصلاح کند.

 

۳. یادگیری با سرعت فردی

قرار دادن تدریس بر روی اینترنت دانش‌آموزان را قادر می‌سازد با سرعت یادگیری خود و براساس نیازهای خودشان گام بردارند. براساس تحقیقی که جان هتی (۲۰۰۸) بر روی ۸۰۰  نمونه انجام داده است این سرعت یادگیری یکی از تأثیرگذارترین موارد در میزان مداخله‌های یادگیری بوده است.

معلمان می‌گویند که یادگیری معکوس می‌تواند به‌طور فزاینده‌ای، توانایی معلم برای فراهم کردن تدریس متفاوت را بالا ببرد. این امر به یادگیری دانش‌آموزان با سرعت خودشان در کلاس درس منجر می‌شود.

 

۴. تکالیف معنادار

یکی دیگر از مزیت‌های یادگیری معکوس این است که بچه‌ها تکالیف را در کلاس درس در جلوی چشمان مراقب معلم انجام می‌دهند (برگمان و سمز، ۲۰۰۲؛ گرین برگ، مدلوک، و استفانز، ۲۰۱۱). بیسلی و اپترپ (۲۰۱۰) دریافتند که فراهم کردن فرصت برای دانش‌آموزان برای انجام مهارت‌هایشان در کلاس و بازخورد اصلاحی معلم تقریباً ۴ برابر کارایی بیشتری از تکلیف در خانه دارد، که در آن معلم فرصت کمتری برای راهنمایی دانش‌آموز حین انجام تکلیف دارد.

 

۵. ارزیابی تکوینی و منعطف

مزیت دیگر این است که در این روش ما دانش‌آموزان را با تکلیف در خانه، تنها نمی‌گذاریم تا در صورت انجام ندادن تکالیف سرزنششان کنیم. هرچه هست در کلاس درس انجام می‌شود. بعد از اینکه دانش‌آموز آزمون داد یا پروژه‌ای را انجام داد، معلم فوراً به او بازخورد می‌دهد.

 

۶. تغییر مدیریت کلاس

در این روش نقش معلم تغییر می‌کند و به جای اینکه او جلوی کلاس قرار گیرد و کلاس را کنترل کند و در مرکز توجه قرار گیرد به یک راهنما در گروه‌های کوچک، همراه شدن با فرد فرد دانش‌آموزان، هماهنگ‌کننده فعالیت‌ها و برطرف‌کننده مشکلات آنان تبدیل می‌شود.

 

نتیجهگیری

با طراحی و اجرای یک برنامه درسی با کیفیت بر مبنای رویکرد یادگیری معکوس می‌توانیم فرصت‌های زیادی برای دانش‌آموزان و معلمان جهت یادگیری و یاددهی فراهم کنیم. این رویکرد می‌تواند اختیار یادگیری را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهد. یادگیری در این روش به‌طور عمیق‌تری شکل می‌گیرد به طوری که دانش‌آموزان را قادر می‌سازد به یادگیری سطح بالا دست یابند. آرزوی دیرینه متخصصان تعلیم‌وتربیت و معلمان، که همانا مشارکت معلمان در طراحی برنامه‌های درسی است نیز با اجرای این رویکرد به تحقق می‌پیوندد، زیرا معلمان با توجه به نیازهای کلاس درس خود به طراحی محتواهای آموزشی با کمک تکنولوژی می‌پردازند.

کلاس‌های درس نیز از حالت منفعل و ایستا به محیطی فعال و مشارکتی تبدیل می‌شود. تعامل و همکاری بین معلم و دانش‌آموز و دانش‌آموزان با همدیگر به وجود می‌آید و به بهترین وجه از زمان کلاس درس استفاده می‌شود. روش‌های ارزشیابی نیز از حالت بسته و تک‌بعدی امتحان و تست‌های استانداردشده به ارزشیابی واقعی از فعالیت‌ها و نتایج کلی یادگیری واقعی تغییر می‌کند. بازخورد واقعی، به موقع و مؤثر ارائه می‌شود. تکالیف معنادار طراحی می‌شود. در نتیجه دانش‌آموزان به یادگیرندگانی مستقل و مسئولیت‌پذیر تبدیل می‌شوند که پس از پایان تحصیل نیز به یادگیری خود ادامه خواهند داد و در موقعیت‌های متفاوت از یادگیری‌های خود به بهترین نحو استفاده خواهند کرد.

موک (MOOC) چیست؟

 

در این مطلب قصد داریم شما را با موک (MOOC) آشنا کنیم. پیش از پرداختن به موضوع، ابتدا بیایید این موقعیت‌ها را در نظر بگیرید: در رشته‌ای تحصیل کرده‌اید، اما می‌خواهید اطلاعات خود را در آن رشته تحصیلی بیشتر و پیشرفته‌تر کنید، شغل یا حرفه‌ای دارید که نیاز می‌بینید برای پیشرفت در آن، اطلاعات و دانش خود را ارتقا دهید، به موضوعی متفاوت از رشته تحصیلی‌تان علاقه دارید و دوست دارید علاقه‌تان را دنبال کنید و در آن موضوع تحصیل و کسب دانش کنید.

 

موک برای کسانی که در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته‌اند، ابزار بسیار کارآمدی است. نوعی آموزش از راه دور در دانشگاه‌ها که فرصت خوبی برای یادگیری مطالب جدید در اختیار همه قرار می‌دهد. موک‌ها اولین بار توسط دانشگاه‌های MIT، استنفورد و هاروارد ایجاد شد. اما شرکت‌هایی چون IEEE یا لینوکس نیز موک ایجاد کرده‌اند.

 

موک چیست؟

تعریفی که ویکی‌پدیا از موک (MOOC) ارائه داده است، عبارت است از: دوره آنلاین انبوه و باز (massive open online course). در واقع یک دوره آموزشی آنلاین است که هدف آن مشارکت تعاملی در سطح گسترده و دسترسی باز از طریق وب است. علاوه بر مواد آموزشی سنتی چون ویدئوها، مقالات و تمرین‌ها، موک‌ها یکسری انجمن‌های کاربری تعاملی ایجاد می‌کنند که به شکل‌گیری اجتماعی از دانش‎آموزان، اساتید و دستیاران آموزشی کمک می‌کند. موک‌ها در واقع فرم پیشرفته‌ای از آموزش از راه دور هستند.

گرچه موک توسط دانشگاه‌ها تولید شده، اما دانشگاه‌ها خودشان به ندرت موک را ارائه می‌دهند. از تعریف موک (Massive Open Online Course) می‌توان 4 عنصر اصلی این مفهوم را استخراج کرد:

انبوه (Massive): 

منطق این دوره‌ها این است که هیچ محدودیتی در تعداد افرادی که در دوره‌ها ثبت‌نام می‌کنند، اعمال نکند. یعنی افزایش در تعداد ثبت‌نامی‌ها بدون ایجاد اخلال در روند آموزش صورت گیرد.

باز بودن (Open):

 باز بودن دوره‌های موک می‌تواند جنبه‌های متفاوتی داشته باشد. اول اینکه بدین معناست که شرکت در این دوره‌ها برای همه باز است و هیچ نیازی به مدرک یا پیش‌نیازی ندارد. دوم، رایگان بودن دسترسی به منابع آموزشی است (گرچه مواردی چون پرسیدن سوال مستقیم از معلم یا گرفتن مدرک در پایان دوره می‌تواند هزینه داشته باشد). معنای دیگر باز بودن، می‌تواند استفاده از یک پلتفرم آموزشی باز باشد، منابع آموزشی در جاهای مختلفی چون وبسایت، وبلاگ یا چندرسانه‌ای‌ها میزبانی می‌شوند. و در نهایت اینکه این دوره‌ها به طور وسیع از محتوای باز استفاده می‌کنند، محتوای دوره به طور عموم منتشر می‌شود و همه می‌توانند از آن استفاده مجدد کنند.

آنلاین بودن (Online): 

خاصیت این دوره‌ها آنلاین بودنشان است و نیاز به حضور فیزیکی در کلاس درس ندارد. یعنی هر کس از هر جای دنیا تنها با دسترسی به اینترنت می‌تواند در این دوره‌ها شرکت کند.

دوره آموزشی (Course): 

برای دانش‌آموزان یکسری اهداف آموزشی تعریف می‌شوند که برای رسیدن به آنها باید یکسری تکالیف و فعالیت‌ها را در بازه زمانی مشخص شده انجام دهند. از طرفی برای ارزیابی دانش آنها، آزمون و امتحان گرفته می‌شود. تعاملاتی نیز بین دانش‌آموزان و معلمان برقرار می‌شود.

 

دوره‌های موک (MOOC) چه زمان شروع می‌شوند؟

معمولا فواصل زمانی مشخصی دارند، مثلا هر چند هفته یا هر چند ماه یکبار برگزار می‌شوند. برخی نیز ممکن است پس از یکسال غیبت دوباره فعال شوند.

موک‌ها چقدر طول می‌کشند؟

بازه زمانی دوره‌های موک معمولا بین 1 تا 16 هفته است، تکالیف آن نیز یک هفته‌ای است که می‌تواند از دانش‌آموزی به دانش‌آموز دیگر متفاوت باشد.

آزمون در موک (MOOC) چگونه است؟

  • آزمون‌های چهارگزینه‌ای و به صورت خودکار ارائه می‌شود.
  • یکسری تکالیفی ارائه می‌شود که توسط دیگر دانش‌آموزان تصحیح می‌شود.

عملکرد در تکالیف، سطح کلی شما را در دوره مشخص می‌کند. یادتان باشد مربیان دوره کار نمره‌دهی انجام نمی‌دهند.

آیا بابت پایان دوره موک گواهی داده می‌شود؟

اگر دوره موک (MOOC) را با نمره قبولی به اتمام برسانید، احتمالا یک گواهی تکمیل دوره دریافت می‌کنید. گاهی این گواهی‌ها رایگان است، اما در بیشتر مواقع، باید بابت آن پول پرداخت کنید.

مدارک پولی اغلب مستلزم اطلاعات شناسنامه، کد ملی و عکس هستند.

آیا عناصر داخل موک پولی هستند؟

علاوه بر مدرک، دیگر عناصر موک نیز می‌تواند پولی باشد، مثل آزمون‌های تعیین سطح.

موک اغلب دو گزینه برای ثبت‌نام ارائه می‌دهد:

  • دسترسی رایگان: که به شما امکان دسترسی رایگان به ویدئوها، مقالات و انجمن‌ها را می‌دهد.
  • ثبت‌نام پولی: به شما امکان دسترسی به همه محتواها شامل عناصر پولی مثل گواهی تکمیل دوره را می‌دهد.

تعداد کمی از دوره‌ها هستند که فقط پولی‌اند. یادتان باشد اگر دوره‌های آنلاینی تحت عنوان موک (MOOC) هستند که فقط پولی‌اند، ویژگی باز (open) بودن را ندارند.

 

 

آیا محدودیتی برای دسترسی به موک وجود دارد؟

برخی ارائه‌دهندگان دوره‌ها، ثبت‌نام را برای افراد بالای 13 سال محدود کرده‌اند. زیرا ممکن است والدین، دوره‌ها را به جای فرزندان خود تکمیل کنند. برخی موک‌ها نیز در برخی کشورها به دلیل محدودیت‌های تجاری یا سیاست‌های دولت ممکن است در دسترس نباشد.

آیا می‌توان با مربی خود در موک در تماس بود؟

تعاملات بین مربی و دانش‌آموز در موک یا وجود ندارد یا به صورت حداقلی است. در بسیاری دوره‌ها، مربیان بر انجمن‌های دوره نظارت دارند و گاها مربیان در بحث‌ها شرکت می‌کنند.

دانش‌آموزان اما با پاسخ دادن به پرسش‌های یکدیگر به هم کمک می‌کنند. اجازه ندارید جواب سوالات را پست کنید، اما می‌توانید منابع مفید پیشنهاد دهید، بنابراین دانش‌آموزان کوشا خودشان می‌توانند جواب سوالاتشان را پیدا کنند.

پیش از پیوستن به موک چه چیزهایی را باید در نظر گرفت؟

پیش از شروع موک، باید ابتدا بدانید چرا می‌خواهید در آن ثبت‌نام کنید.

در این مطلب به شما گفتیم موک یعنی چه و سوالات شما را پاسخ دادیم. باید بدانید موک (MOOC) به فراگیران خود این امکان را می‌دهد که بدون محدودیت‌های دانشگاه‌های سنتی، موضوعی که دوست دارند را بخوانند. منابع آن نیز آنلاین است و دسترسی به آنها هیچ پیش‌شرطی ندارد. از طرفی هیچ پروژه یا آزمونی برای پایان ترم در نظر گرفته نشده که پایان دوره مستلزم انجام آنها باشد، تکالیف انعطاف‌پذیر و مطابق با خود فراگیر هستند.

مساله مهم دیگر رایگان بودن این دوره‌ها است (جز در موارد نادر که ممکن است مبلغی بابت ثبت‌نام یا استفاده از برخی منابع دریافت شود). اما اعتبار مدرکی که پس از پایان این دوره‌ها گرفته می‌شود، چندان قابل اعتنا نیست و ارزش دانشی که کسب می‌شود، بیش از مدرک آن است.

اما موضوع بااهمیت دیگر این است که صدها و هزاران دانش‌آموز از سرتاسر دنیا که علاقه به حوزه واحدی دارند، با هم در ارتباط باشند، تبادل نظر کنند، تکالیف یکدیگر را تصحیح کنند و در بحث‌های آنلاین با معلمانشان مشارکت کنند.

منبع : ایران دی ان ان

 

برای ورود به سمینار محتوای تعاملی ، کلیک نمائید